شوک در حاشیه بازار بیمه؛
چرا عملکرد هفتماهه بیمه حافظ زنگ هشدارِ ناترازی را به صدا درآورد؟

پایگاه خبری افق و اقتصاد – عملکرد هفتماهه نخست سال ۱۴۰۴ نشان میدهد بیمه حافظ اگرچه در ظاهر با رشدهای دورقمی پیش میرود، اما در بطن ارقام با چالشی ساختاری مواجه است، چالشی که نسبت میان ریسکپذیری، کیفیت پرتفوی و کنترل خسارت را زیر سؤال میبرد. این شرکت با سهمی حدود یکدهم درصدی از بازار، اکنون در یکی از پرحاشیهترین نقاط صنعت ایستاده است؛ جایی که رشد سریع، اما نامتوازن، میتواند نشانه فشار بر ظرفیت فنی و ضعف در کنترل ریسک باشد.
به گزارش پایگاه خبری افق و اقتصاد، نخستین شاخص نگرانکننده، رشد شدید خسارت پرداختی است. دادههای رسمی نشان میدهد خسارت پرداختی بیمه حافظ طی این دوره بیش از ۱۳۴ درصد جهش کرده؛ رشدی که بهتنهایی از میانگین بازار، و حتی از شرکتهایی با پرتفوی پرریسکتر، فاصله معنادار دارد. افزایش سریع خسارتها معمولاً زمانی رخ میدهد که ترکیب ریسک شرکت دچار انحراف شده باشد یا فرآیندهای ارزیابی و مدیریت خسارت نتوانند همپای توسعه فروش حرکت کنند.
در سوی مقابل، حق بیمه تولیدی نیز بیش از ۱۲۱ درصد افزایش یافته است ؛ عددی چشمگیر که نشاندهنده عطش شرکت برای توسعه فروش است، اما سنجش این رشد در کنار رشد سنگین خسارتها نشان میدهد که موتور توسعه حافظ احتمالاً از مسیر پایدار عبور نکرده است. رشد فروش اگر بهصورت کنترلنشده و بدون نظارت بر نرخهای فنی رخ دهد، نتیجه ناگزیر آن افزایش زیاندهی در رشتههای حساس و تشدید ناترازی نقدینگی است.
نسبت خسارت ۳۵.۷۶ درصدی در نگاه اول عددی مطلوب به نظر میرسد و میتواند باعث توهم عملکرد مناسب شود؛ اما برای شرکتی که حجم حق بیمهاش بسیار کوچک است، این عدد لزوماً نشاندهنده مهار ریسک نیست. در شرکتهای کوچک، کوچکترین جابهجایی در پرتفوی میتواند نسبتها را بهسرعت تغییر دهد. مهمتر اینکه نسبت خسارتِ امروز زمانی معنا دارد که ساختار خسارتهای آتی نیز قابل پیشبینی باشد؛ موضوعی که رشد انفجاری خسارتهای پرداختی، خود آن را زیر سؤال میبرد.
حجم عملیات بیمهای نیز تصویر دیگری از وضعیت شرکت ارائه میدهد. تعداد بیمهنامههای صادره با رشد ۱۲۱ درصدی به بیش از ۳۳۹ هزار فقره رسیده و موارد خسارت نیز حدود ۶۹۳ هزار پرونده را تشکیل داده است؛ نسبتی که نشان میدهد فشار بر واحدهای فنی و رسیدگی به خسارت احتمالاً فراتر از ظرفیت بهینه شرکت رفته است. چنین شکافی میان رشد تعداد خسارتها و ساختار شرکتهای کوچک، معمولاً نشانهای از ورود به رشتههایی با گردش خسارت بالا و حاشیه سود پایین است.
در مجموع، تصویر مالی هفتماهه بیمه حافظ ترکیبی از رشد شدید، اما پرریسک است؛ رشدی که اگرچه جذاب بهنظر میرسد، اما بدون اصلاحات جدی در مدیریت ریسک، کنترل خسارت، استانداردسازی صدور و بازنگری در نرخهای فنی، میتواند به سرعت به نقطه شکنندگی برسد. صنعت بیمه ایران در سالی قرار دارد که فشار نقدینگی، رقابت مخرب و ناترازی ساختاری، بسیاری از شرکتها را به سمت رشدهای سریع اما شکننده سوق داده است. عملکرد حافظ نشان میدهد این شرکت بیش از همیشه به تعادل، بازتنظیم پرتفوی و شفافیت بیشتر در استراتژیهای فروش و کنترل خسارت نیاز دارد.




