خانهای که هرگز نرسید
سقفهای وعدهای برای کارگران اجارهنشین

پایگاه خبری افق و اقتصاد – سالهاست کارگران با امید خانهدار شدن، آورده و صبرشان را پای طرحهای حمایتی گذاشتهاند، اما برای بسیاری از آنها «سقف وعدهای» هنوز به چهاردیواری نرسیده و خانهای که قرار بود پناه باشد، در میان تأخیرها، افزایش هزینهها و وعدههای تازه، هرگز از راه نرسیده است. حالا گزارشها و اظهارنظرهای رسمی درباره «مسکن کارگری» و «صنعتشهر» بار دیگر این سؤال قدیمی را زنده کرده است که آیا این طرحها راهی واقعی برای خانهدار شدن کارگراناند یا فقط تکرار چرخهای از وعدههایی هستند که به سرانجام نمیرسند.
به گزارش پایگاه خبری افق و اقتصاد، وزیر تعاون میگوید دولت در ازای ورود صنایع به ساخت مسکن کارگری، زمین رایگان در اختیار کارخانهها میگذارد و از برنامهریزی برای صدها هزار واحد مسکونی خبر میدهد. در کنار آن، معاونان وزارتخانه از تفاهمنامهها، تسهیلات بانکی، تعاونیهای مسکن و الگوبرداری از تجربه دهه ۶۰ سخن میگویند. روی کاغذ، همهچیز امیدوارکننده است؛ زمین هست، وام هست، آمار و اعداد بزرگ هم فراوان است.
اما در واقعیت میدانی، تجربه متقاضیان طرحهای حمایتی مسکن تصویر دیگری را نشان میدهد. طی ماههای اخیر، تجمعهای اعتراضی در شهرهای مختلف از پردیس و پرند گرفته تا کرمانشاه و زنجان، روایت مشترکی دارند: سالها انتظار، پرداخت آوردههای سنگین، اقساط وام، و در نهایت پروژههایی که یا متوقف ماندهاند یا با تأخیرهای چندساله روبهرو هستند.
بسیاری از متقاضیان مسکن ملی و طرحهای مشابه، امروز نهتنها صاحبخانه نشدهاند، بلکه ارزش پسانداز چند دهه کارشان را نیز از دست دادهاند. پولی که میتوانست با سرمایهگذاری سادهای مثل طلا یا زمین حفظ شود، در پروژههایی قفل شده که سرنوشت روشنی ندارند. برای این گروه، مسکن حمایتی به جای «سقف امن»، به باتلاقی پرهزینه تبدیل شده است؛ جایی که همزمان باید اجارهنشینی را ادامه دهند و اقساط خانهای را بپردازند که هنوز وجود خارجی ندارد.
در چنین فضایی، وعدههای جدید درباره مسکن کارگری با تردید جدی روبهروست. مشارکت صنایع در ساخت مسکن زمانی معنا پیدا میکند که چند پیششرط اساسی رعایت شود: شفافیت در زمان تحویل، تضمین مالی پروژهها، تناسب اقساط با دستمزد واقعی کارگران، و مهمتر از همه، پاسخگویی نهادهای دولتی و کارفرمایی در برابر تأخیرها و افزایش هزینهها.
تا زمانی که تجربه تلخ مسکن ملی و طرحهای حمایتی پیشین تعیین تکلیف نشود، هر طرح جدیدی، حتی با عنوان مسکن کارگری، بیشتر شبیه یک وعده تازه است تا یک راهحل قابل اتکا. کارگران در عمل یاد گرفتهاند که به آمارهای درشت و افقهای بلندمدت دل خوش نکنند؛ مطالبه امروز آنها ساده است: خانهای واقعی، در زمان مشخص، با هزینهای که از توانشان خارج نباشد.





سقف ، کدام سقف ، کدام خانه ، کدام زن ، کدام بچه ، کدام کدام کدام کدام
آخه جون بچه تون شما ها بگید مگه این دولت این وزیر این رییس جمهور ، ایرانی نیستن ؟ مگه تو این مملکت زندگی نمیکنن به خدا قسم قهر خداوند دامن شماها رو میگیره به خدا قارون و با همه زندگیش کرد تو خاک شما ها که هیچی نیستید آخه یه کم شرف داشته باشید دیگه هیچی برامون نمونده والا
این دولت ، دولت وعده و شعار است به کدوم وعده های انتخاباتی عمل کرده الآنم که یاد گرفتن میگن نمیتونیم خوب وقتی نمیتونی و سواد نداری چرا قبول مسئولیت میکنی قبلاً از اوضاع خبر داشتی میدونستی چطوریه تمام بار مشکلات فقط رو دوش مردم و قشر کارگر پتروشیمی و فولاد دزد بانک شده بنگاه ناترازی داره تچتورم و میبرن بالا آخه کارگر هم ظرفیتی داره نمیتونیم برین کنار بسه دیگه تا کی صبر و تحمل والا با این حقوق کم و گرونی و تورم چکار کنیم والا میترسیم هم بمیریم بخاطر هزینه خیلی زیاد کفن و دفن
به آقای پزشکیان بگید بیا تا بیشتر از این منفور نشی ، الان طوری منفور شدی که فقط و فقط دختر و دامادت ازت راضین اونم چون هردو شون دارن ازت حقوق میگیرن واسه کار نکرده واسه راه نرفته و برای حتی ذره ای روتون رو خجالت .
دکتر پزشکیان برو همون مجلس پیاده روی کن ما راضی هستیم تو بری مجلس پیاده روی دختر و پسر و داماد و دو نفر نامرئی رو هم ببر با خودت تو مجلس فقط بخوابید و سبزی پاک کنید و راه برید نفری دیویست میلیون تومان هم بگیرید ، ولی دست از سر کشور ما بردار آقای پزشکیان برو کشور خودت برادر