پروژههایی که از همان روز اول شکست میخورند

پایگاه خبری افق و اقتصاد – مدیر کاریابی داخلی شرکت کیسون با انتقاد از شیوههای رایج تعریف و اجرای پروژهها در کشور، گفت که بسیاری از پروژههای صنعتی و معدنی نه به دلیل کمبود منابع، بلکه بهدلیل ضعف در باورها، برنامهریزی و پاسخ ندادن به «چرایی» اجرا، از ابتدا محکوم به شکست هستند.
به گزارش پایگاه خبری افق و اقتصاد، مزدک عبائی، مدیر کاریابی داخلی شرکت کیسون، با بیان اینکه بخش قابلتوجهی از پروژههای کشور با برنامههای غیرواقعی و قراردادهای تحمیلی آغاز میشوند، تأکید کرد: وقتی برنامهریزی به یک کار فردی و قرارداد به ابزار انتقال ریسک تبدیل میشود، پروژه از همان روز نخست مسیر ناکامی را طی میکند.
مزدک عبائی با اشاره به افزایش قابلتوجه هزینه پروژهها در سالهای اخیر گفت: «اینکه هزینه یک پروژه در بازه ۷ تا ۱۰ ساله ۳۰ درصد یا بیشتر افزایش پیدا میکند، خود یک علامت سؤال جدی است و حتی این تردید را ایجاد میکند که آیا قانون در این حوزه بهدرستی رعایت شده یا نه.
وی افزود: «نکته مهم این است که دلایل شکست پروژهها در کشور آنقدر به هم شبیهاند که میتوان برای آنها بدترین سناریوهای مشترک تعریف کرد. من نمیخواهم درباره یک پروژه خاص صحبت کنم، اما تقریباً در اکثر پروژهها، دو حوزه مشخص بهطور تکرارشونده مشکلساز هستند.
عبائی با نزدیک کردن بحث به سطح اجرای پروژهها گفت: «ما پروژههایمان را با مجموعهای از باورها و شیوهها پیش میبریم که هم در سطح باور و هم در سطح اجرا دچار ضعف جدی است. این مسئله در پروژههای صنعتی و معدنی کاملاً مشهود است.
وی با اشاره به پیشزمینه مهندسی اغلب مدیران و کارشناسان پروژهها افزود: «در مهندسی، ذات کار ما مدلسازی است، اما وقتی به برنامهریزی میرسیم، این باور اساسی را فراموش میکنیم که برنامهریزی هم چیزی جز مدلسازی پروژه نیست.
او توضیح داد: «در عمل، برنامهریزی را به فهرستی از تاریخها، منابع و فعالیتها تقلیل میدهیم؛ در حالی که پروژهای با ۲۰ یا ۳۰ تخصص مختلف، فقط یک سازه یا خط لوله نیست، بلکه مجموعهای از تعاملات فنی و انسانی است که باید با هم مدل شود.
عبائی ادامه داد: «با این حال، برنامه را به یک نفر میسپاریم، بدون اینکه گفتوگوی عمیقی درباره آن شکل بگیرد. بعد هم با یک دستور ساده میگوییم سه ماه از زمان کم کن یا ۲۰ یا ۵۰۰ میلیارد از هزینه پایین بیاور. نتیجه، برنامهای غیرواقعی است که هیچ شباهتی به واقعیت پروژه ندارد.
وی گفت: «همه هم خوشحالیم که برنامه داریم، اما همان روز اول، برنامه را کنار میگذاریم چون میدانیم عملیاتی نیست. بعد، گزارشهای عقبماندگی شروع میشود و روحیه تیم بهتدریج تخریب میشود.
مدیر کاریابی داخلی شرکت کیسون ریشه این مشکل را در نوع نگاه به برنامهریزی دانست و افزود: «ورودی برنامهریزی، فهرست فعالیتها یا احجام نیست؛ ورودی اصلی، تعامل و رسیدن به یک میثاق مشترک است. اگر این تعامل شکل نگیرد، سنگ بنای پروژه از ابتدا کج گذاشته میشود.
وی با انتقاد از فرار مدیران پروژه از پاسخ به سؤال «چرا» گفت: «بارها پرسیدهام چرا میخواهید این پروژه را اجرا کنید و پاسخ شنیدهام: به من اعتماد کن، ۴۰ سال سابقه دارم. همین طرز فکر باعث شروع پروژههایی میشود که هیچ پاسخ محکمی برای چرایی آنها وجود ندارد.
عبائی افزود: «وقتی پروژهای بدون پاسخ روشن به چرایی آغاز میشود، تحت عناوینی مثل فشار زمان یا اجبار شرایط جلو میرود، اما در نهایت با شکست یا نارضایتی عمومی مواجه میشود.
وی در بخش دیگری از سخنانش به نقش قراردادها اشاره کرد و گفت: «قرار بود قرارداد ابزاری برای تقسیم و مدیریت ریسک باشد، اما ما آن را به ابزاری برای تحمیل ریسک تبدیل کردهایم؛ هر کس قدرت بیشتری دارد، ریسک را به طرف مقابل منتقل میکند.
او با اشاره به تجربهای شخصی افزود: «در پروژهای که همه ریسکها به پیمانکار تحمیل شده بود، قیمتهای پیشنهادی سه تا سهونیم برابر برآورد اولیه شد، چون پیمانکار مجبور بود همه ریسکها را در قیمت لحاظ کند.
عبائی تأکید کرد:«قرارداد همسان، قبا نیست که به تن همه پروژهها بخورد. قرارداد باید متناسب با پروژه، شرایط و ظرفیتها تنظیم شود.
وی در پایان با انتقاد از نگاه صرفاً سازهای به توسعه گفت: «گاهی راهحلهای ساده و کمهزینه، مثل روشهای بومی مدیریت آب در گذشته، بسیار کارآمدتر از سازههای عظیم و پیچیدهاند. اما چون از پاسخ به چرایی و امکانسنجی واقعی فرار میکنیم، پروژههایی اجرا میکنیم که نه ارزش خلق میکنند و نه پایداری دارند.




