مثلث انرژی کشور با فشارهای بیرونی انتخاب شدند+ فیلم

پایگاه خبری افق و اقتصاد – وطنخواه، مدیر عامل اسبق شرکت پالایش نفت خوزستان، با اشاره به ریشههای عمیق ناترازی انرژی در کشور، تأکید کرد که تا زمانی که «ناترازی سیاسی» و فشارهای بیرونی در انتصابات دولت برطرف نشود، امکان حل بحرانهای انباشتهشده در حوزههای نفت، برق و صنعت وجود نخواهد داشت.
ریشههای عمیق ناترازی انرژی در کشور فراتر از کمبود منابع فیزیکی است، بحرانی ریشهدار که بهگفته کارشناسان، پیوندی ناگسستنی با تصمیمگیریهای کلان، ساختار مدیریت اجرایی و چالشهای سیاسی دارد. امید وطنخواه، ابعاد گوناگون این ناترازیها و نقش انتصابات در شکلگیری آنها را واکاوی کرده است. وی معتقد است مثلث انرژی کشور شامل وزارت نفت، نیرو و معاونت راهبردی انرژی طبق نظر دکتر مسعود پزشکیان انتخاب نشده و با فشارهای بیرونی انتخاب شدهاند.
این کارشناس ارشد استراتژیک انرژی در گفتوگویی که با نبض نفت انجام داده، با دستهبندی ناترازیها به پنج بخش برخط، آفلاین، در انتظار، مدیریتی و سیاسی، از تحمیل مدیران غیرمتخصص به دولت انتقاد کرد و هشدار داد که تداوم این وضعیت سالانه خسارتهای سنگینی به اقتصاد، معیشت و زیرساختهای کشور وارد میکند.
وطن خواه، با اشاره به ناترازی ها در حوزه انرژی گفته است: اگر در کشور ناترازی سیاسی برطرف نشود ناترازی انرژی قطعا برطرف نخواهد شد.
وی ناترازی را به زبان ساده اینگونه تعریف کرده است که اگر کل انرژی تولیدی کشور را از کل انرژی مورد نیاز کم کنیم حاصل تفریق همان مقدار ناترازی انرژی است . به بیان ساده تر اگر انرژی مورد نیاز کشور تولید نشود، ناترازی خلق می شود.
این مدیر ارشد وزارت نفت با بیان اینکه ناترازی یعنی اینکه دولت نمی تواند انرژی که کشور لازم دارد را تامین کند، ادامه داده است: فرض کنید، یک دانش آموز یا یک دانشجو مطالعه می کند، اما ما به علت ناترازی انرژی لامپ وی را اجبارا خاموش کنیم تا امکان مطالعه از ایشان گرفته شود، چون برق کم داریم.
وطن خواه در ادامه تصریح کرده است: مثلا صدها مراکز صنعتی و کارخانه در حال فعالیت اند، به دلیل اینکه نمی توانیم به آنها برق بدهیم، کارخانه ها تعطیل می شوند، صنعت تعطیل میشود، صدها هزار نفر بیکار می شوند، چرا؟ به دلیل اینکه ما نمی توانیم به آنها آب بدهیم، برق بدهیم،که این می شود ناترازی.
انواع ناترازی و ریشه های آن:
۱- ناترازی بر خط یا online
مدیر عامل اسبق شرکت پالایش نفت خوزستان به انواع ناترازی انرژی اشاره و تصریح کرده است: در حالت کلی ناترازی در این حوزه را میتوان به پنج قسمت تقسیم کرد که اولین نوع آن ناترازی آنلاین(برخط) است، یعنی اگر لامپی روشن است اما ما نمی توانیم به آن برق بدهیم، خاموشش میکنیم و به اجبار اجازه نمی دهیم روشن بماند، برق یک کارخانه را، اداره جات دولتی را اجبارا خاموش می کنیم، یا فرض کنید یک کسی بستنی فروشی دارد و برقش اجبارا قطع می کنیم که در نتیجه کسب و کارش با مشکل مواجه می شود.
۲- ناترازی آفلاین(غیر برخط)
مدیر اسبق فناوری اطلاعات و ارتباطات شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی ایران افزوده است: نوع دوم ناترازی، ناترازی آفلاین(غیر برخط) است، فرض کنید یک کارخانه ای چهار هزار نفر استخدام کرده، همه کارهایش انجام شده و منتظر دریافت برق است تا برای این چهار هزار نفر اشتغالزایی شود، تولید رونق پیدا کند، اما ما نمی توانیم به آن برق بدهیم در نتیجه آن چهار هزار نفر نمی توانند کار کنند و به همین ترتیب میلیاردها دلار سرمایه ی کشور به دلیل عدم امکان تامین برق، نه تنها راکد مانده، بلکه به مرور زمان از بین می رود.
۳- ناترازی در انتظار
وطن خواه، به ناترازی سوم اشاره کرده و ادامه داده است: اگر بخواهم برای این ناترازی مثال کلی بزنم، می شود یک کسی که می خواهد مجوز بگیرد تا کارخانه ای ایجاد کند، هنوز کارخانه را احداث نکرده ، اما زمینش و همه مجوزهایش آماده است ولی ما اجازه نمی دهیم و می گوییم چون ما برق نداریم به شما مجوز احداث کارخانه نمیدهیم تا اشتغالزایی کنید. یا به عبارت دیگر مسیر را برای اشتغالزایی و ایجاد رونق اقتصادی در آینده مسدود می کنیم.
۴- ناترازی مدیریتی
رئیس ستاد مرکزی نفت و انرژی دکتر مسعود پزشکیان، چهارمین ناترازی را ناترازی مدیریتی نامیده و تصریح کرده است: این ناترازی در حوزه منابع انسانی اتفاق میافتد، همانجایی که ما افرادی را به عنوان مدیران ارشد در حوزه انرژی منصوب می نماییم که در واقع تخصص، تجربه و کارایی لازم را ندارند که در واقع این مدیران ناتراز باعث ایجاد ناترازی در انرژی و صنعت و معیشت مردم می شوند.
رئیس اسبق ایمنی و آتش نشانی شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی ایران ادامه داده است: فرض کنید طرف لیسانس جغرافیا دارد و ما آوردیم در وزارت نیرو به عنوان معاون وزیر منصوب کردیم که تخصص وتجربه اش هیچ ارتباطی با وزارت نیرو ندارد، خب این شخص می خواهد چه کار کند! مثلا میخواهد ناتراژی انرژی را حل کند! وی اضافه کرده است: فرض کنید در وزارت نفت، فردی که دو سال سابقه کار به عنوان کارمند رسمی دارد معاون وزیر نفت میشود، در صورتی که بر اساس قانون حداقل ۲۵ سال سابقه کار نیاز است که یک نفر در آن جایگاه منصوب شود تا تجربه و تخصص لازم را داشته باشد.
وطن خواه تصریح کرده است: خب این فرد می خواهد چه کار کند! می خواهد جلوی قاچاق بنزین را بگیرد! اگر بنزین x مقدار قاچاق میشد که با آمدن این آقا چند برابر می شود. وی گفته است: این ناترازی باعث ناترازی در حوزه کارمندان و عملیات و بهره وری می شود و در نتیجه کارمندان ناراضی می شوند، سیستم بهم می ریزد و همه چیز از هم فرو می پاشد.
۵- ناترازی سیاسی
وطنخواه ادامه داده است: بیش از ۴۰ سال است که آقای پزشکیان را می شناسم، آدم بسیار متخصص، پاک دست و با ایمان بوده الان هم که رئیس جمهور مملکت است باز هم آقای رئیس جمهور و خانواده محترم ایشان را پاکدست ترین خانواده ی رئیس جمهورهای بعد از انقلاب میدانم.
وی اظهار کرده است: رئیس جمهور رئیس دولت، مسئول اجرای قانون اساسی بوده و بر اساس قانون مسئولیت انتصابات در دولت را به عهده دارد و لکن عملا این اتفاق نمی افتد و عوامل و اهرم های خارج از دولت اختیارات دولت را محصور و محدود مینمایند و در نتیجه دولتی که تشکیل میشود « دولت ناتراز » میشود که کارایی لازم را ندارد و این همان « ناترازی سیاسی » است.
وی در این خصوص به نحوه انتخاب و حذف سید عماد حسینی(گزینه اولیه برای وزارت نفت) اشاره کرده و گفته است: سید عماد از مدیران ارشد، متخصص، باتجربه و پاک دست وزارت نفت است و کارگروه تخصصی انتخاب وزیر ایشان را برای وزارت نفت ارزیابی و به رئیس جمهور معرفی کردند و چون ایشان بالاترین امتیاز را در ارزیابی کسب کرده بودند، جناب پزشکیان نیز ضمن احترام به کارتخصصی، ایشان را به مجلس معرفی و به عنوان وزیر بالفعل ضمن مکاتبه کتبی در اختیار تیم حفاظت قرار دادند و لکن جریان های غیر از دولت وارد شدند و بر رئیس جمهور فشار آورند و آقای پاکنژاد را که در کارگروه امتیاز لازم را کسب نکرده بودند را به دکتر پزشکیان تحمیل کردند و این همان نمونه بارز ناترازی سیاسی است.
و به همین ترتیب شما ببینید که وقتی اجازه نمی دهند رئیس جمهور وزیر نیرو، وزیر نفت و معاون انرژی خودش را انتخاب کند، خب چه انتظاری از آقای پزشکیان می توان داشت. وطن خواه اضافه کرده است: یکی از شعارهای انتخاباتی آقای پزشکیان این بود که در دولت چهاردهم به مقدار ۳۰ گیگاوات به برق خورشیدی کشور اضافه خواهم کرد، اما دو سال و چند ماه از عمر دولت گذشته است، ببینید چه اتفاقی افتاده! نه تنها تولید افزایش پیدا نکرده بلکه تولید از همان ابتدای دولت آقای پزشکیان تا الان حدود ۴ گیگاوات، یا ۴ هزار مگاوات، یا چهار میلیون کیلو وات کم شده است،چرا کم شده؟ چون افرادی که در این حوزه منصوب شدند، مدیران ناتراز هستند که توانایی انجام این کار را ندارند، چرا که اجازه ندادند آقای پزشکیان نفرات، مهره ها و نیروهای مد نظرش را انتخاب کند که این ناترازی می شود ناترازی سیاسی.
وطن خواه در بخش دیگری از سخنانش به سخنی از مهاتما گاندی اشاره کرده و گفته است: «پله های کثیف را باید از بالا بشوییم، اگر پله ها را از پایین بشوییم کثیفی از بالا می آید پایین که اگر هزار بار هم بشوییم باز نتیجه ای حاصل نخواهد شد». وی افزوده است: اگر در کشور ناترازی سیاسی برطرف نشود، ناترازی مدیریتی نیز و به همین ترتیب ناترازی انرژی، ناترازی در برق مصرفی و در بنزین و … نیز برطرف نمی شود و این داستان ادامه دارد و فرقی هم نمی کند که دولت اصولگرا یا اصلاح طلب سر کار باشد. این تحلیل گر ارشد استراتژیک انرژی با بیان اینکه وقتی دولت نتواند بر اساس قانون نیروهایش را بچیند با این مشکل مواجه هستیم و هر دولتی هم که بیاید به این ناترازی ها اضافه می شود.
وطن خواه گفته است: در حال حاضر ۱۲۰ گیگاوات ناترازی برق در سطوح سه گانه داریم که هزینه ناترازی هر گیگا وات برای کشور حدود چهار و نیم میلیارد دلار است که در مجموع، سالیانه فقط در حوزه ناترازی برق حدود «۵۴۰ » میلیارد دلار به کشور خسارت وارد می شود.
وطن خواه تصریح کرده است: البته این ناترازی برق در سایر زمینه ها و وزارت خانه ها و سازمانها نیز در قالب های دیگر موجود و نفس را از مردم و کشور گرفته است و لذا لازم است اقدام اصلاحی عاجل صورت گیرد تا معیشت و اقتصاد مردم درست شود.
به این ترتیب، معضلات پیچیده و زنجیرهوار ناترازیها در کشور نشان میدهد که بحران انرژی دیگر تنها یک مسئله فنی یا کمبود منابع فیزیکی نیست، بلکه گرهی کور در ساختار تصمیمگیری، مدیریت کلان و مهرهچینیهای اجرایی است. هنگامی که شایستهسالاری جای خود را به فشارهای سیاسی و سهمخواهیهای بیرون از دایره دولت بدهد، پیامد محتوم آن فلج شدن چرخهای صنعت، هدررفت سرمایههای کلان ملی و تنگتر شدن عرصه بر معیشت مردم خواهد بود. عبور از این وضعیت بحرانی و پرهزینه، نیازمند جراحی ساختاری و عزمی راسخ برای اصلاح ریشههاست، چرا که تا زمانی که پلکان مدیریت کشور از بالا شسته نشود و اختیار عمل اجرایی به قوه مجریه بازنگردد، تزریق راهکارهای مقطعی و روبنایی گرهی از مشکلات کشور باز نخواهد کرد و خسارتهای جبرانناپذیر این چرخه معیوب همچنان ادامه خواهد یافت.




