بیمه در میدان جنگ بیسلاح مانده است
زهرا افشاری
با افزایش نگرانیها از بروز بحرانهای امنیتی، نقش صنعت بیمه بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفته است، اما بررسیها نشان میدهد بخش بزرگی از بیمههای موجود در ایران توان پوشش خسارتهای ناشی از جنگ و درگیری نظامی را ندارند و عملاً شهروندان و کسبوکارها در برابر بخشی از جدیترین ریسکهای امروز بیپناه ماندهاند.
به گزارش پایگاه خبری افق و اقتصاد، با افزایش نگرانیها درباره شرایط امنیتی و احتمال بروز بحرانهای گسترده، موضوع کارآمدی صنعت بیمه در چنین شرایطی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. صنعت بیمه در هر کشوری یکی از ابزارهای مهم مدیریت ریسکهای اجتماعی و اقتصادی به شمار میرود و در زمان جنگ یا بحرانهای بزرگ میتواند نقشی کلیدی در کاهش فشار مالی بر خانوارها و کسبوکارها ایفا کند. با این حال بررسی وضعیت فعلی بیمهها در ایران نشان میدهد که اگرچه برخی رشتههای بیمهای میتوانند تا حدی در چنین شرایطی مفید باشند، اما بسیاری از خسارتهای ناشی از جنگ یا درگیری نظامی در چارچوب بیمههای متداول پوشش داده نمیشوند.
در حال حاضر بخش عمده خدمات صنعت بیمه ایران در قالب بیمههای شناختهشدهای مانند بیمه درمان تکمیلی، بیمه عمر و حوادث، بیمه آتشسوزی، بیمه بدنه خودرو، بیمه مسئولیت و بیمه باربری ارائه میشود. این بیمهها در شرایط عادی بخش مهمی از خسارتهای مالی و جانی شهروندان را جبران میکنند و نقش مهمی در ایجاد امنیت اقتصادی دارند. اما ساختار این بیمهنامهها بهگونهای طراحی شده که ریسکهای بزرگ و فراگیر مانند جنگ، شورش یا عملیات نظامی معمولاً در آنها بهعنوان «استثناء» تعریف شده است.
به عنوان نمونه بیمه درمان تکمیلی که یکی از پرکاربردترین خدمات بیمهای در کشور است، هزینههای درمانی، بستری، جراحی و بسیاری از خدمات پزشکی را پوشش میدهد و در شرایط بحران نیز میتواند به کاهش هزینههای درمانی افراد کمک کند. با این حال در بسیاری از قراردادها اگر آسیبهای جسمی مستقیماً ناشی از عملیات جنگی یا درگیری نظامی باشد، ممکن است شرکت بیمه تعهدی برای پرداخت خسارت نداشته باشد.
بیمههای عمر و حوادث نیز از دیگر ابزارهای مهم حمایت مالی از خانوادهها هستند. این بیمهها در صورت فوت، نقص عضو یا ازکارافتادگی بیمهشده سرمایه مشخصی را به فرد یا خانواده او پرداخت میکنند. با وجود این، در بسیاری از بیمهنامههای عمر نیز فوت ناشی از جنگ یا درگیری نظامی جزو استثنائات قرارداد محسوب میشود و شرکتهای بیمه معمولاً چنین ریسکهایی را پوشش نمیدهند.
در مجموع میتوان گفت بخش قابل توجهی از زیرساخت بیمهای کشور در برابر ریسکهای جنگی و بحرانهای گسترده *آماده نیست* و بسیاری از بیمهنامههای موجود تنها برای شرایط عادی طراحی شدهاند. این خلأ باعث میشود در صورت وقوع بحرانهای امنیتی یا نظامی، بخش زیادی از خسارتها بدون پشتوانه بیمهای باقی بماند و فشار مالی سنگینی بر خانوارها و صاحبان کسبوکار تحمیل شود. این در حالی است که در بسیاری از کشورها برای مقابله با چنین ریسکهایی، سازوکارهای ویژهای مانند صندوقهای بیمه ریسکهای جنگی ایجاد شده است تا در کنار صنعت بیمه، بخشی از بار مالی ناشی از چنین حوادثی را برعهده بگیرند.
در ایران برخی حوزههای مهم بیمهای که در کشورهای دیگر برای شرایط بحران طراحی شدهاند، تقریباً یا وجود ندارند یا بهصورت محدود و غیرعملیاتی تعریف شدهاند. برای مثال بیمه وقفه کسبوکار که میتواند در زمان تعطیلی اجباری واحدهای اقتصادی در اثر بحران، درآمد از دست رفته آنها را جبران کند، هنوز در بازار بیمه ایران بهطور جدی توسعه نیافته است. این در حالی است که چنین بیمهای میتواند برای هزاران کسبوکار کوچک و متوسط نقش حیاتی داشته باشد؛ کسبوکارهایی که در صورت اختلال طولانیمدت ممکن است برای همیشه تعطیل شوند.
از سوی دیگر بیمه تخلیه اضطراری و اسکان موقت نیز یکی از پوششهایی است که در کشورهای دارای تجربه بحران، مورد توجه قرار گرفته است. این نوع بیمه میتواند هزینه جابهجایی خانوادهها، اسکان کوتاهمدت و حتی انتقال وسایل ضروری را تحت پوشش قرار دهد. در شرایطی که احتمال ناپایداریهای امنیتی وجود داشته باشد، چنین پوششی میتواند از فشار مالی و روانی بسیاری جلوگیری کند. اما در ایران هنوز محصولی با چنین کارکرد مشخصی وجود ندارد.
یکی دیگر از حوزههایی که با روندهای جهانی اهمیت بیشتری یافته، بیمه سایبری است. در سالهای اخیر حملات سایبری به زیرساختهای حیاتی و کسبوکارها افزایش یافته و در شرایط جنگی نیز این حملات شدت بیشتری پیدا میکنند. بیمه سایبری در دنیا به یک محصول استراتژیک تبدیل شده، اما در ایران هنوز در مراحل اولیه قرار دارد و تنها برخی شرکتها بستههای محدود ارائه میکنند که برای پوشش ریسکهای گسترده کافی نیست.
با توجه به این شرایط، بسیاری از کارشناسان معتقدند صنعت بیمه ایران باید به سمت طراحی محصولات جدید و سازگار با شرایط بحرانی حرکت کند. این محصولات میتوانند شامل بیمه خسارت جنگی منازل، بیمه حمایت درآمدی از خانوار در صورت فوت یا ازکارافتادگی ناشی از بحران، بیمه وقفه کسبوکار، بیمه تخلیه اضطراری و بیمه زیرساختهای حساس باشند. البته اجرای این طرحها بدون مشارکت دولت، ایجاد صندوقهای مشترک و حمایتهای مالی گسترده امکانپذیر نخواهد بود، زیرا ریسک جنگ یکی از بزرگترین و سنگینترین ریسکهای بیمهای محسوب میشود و هیچ شرکت بیمهای به تنهایی توان مالی پوشش آن را ندارد.
در نهایت باید گفت شرایط جدید ضرورت بازنگری جدی در ساختار صنعت بیمه ایران را برجسته کرده است. بیمهها در کنار دولت میتوانند نقش مهمی در مقاومت اقتصادی جامعه در برابر بحرانها ایفا کنند، اما این نقش تنها زمانی محقق میشود که پوششهای فعلی بهروزرسانی شده و محصولات متناسب با شرایط جدید طراحی و اجرا شوند. بدون چنین اصلاحاتی، بخش مهمی از خسارتهای ناشی از بحرانهای احتمالی همچنان بدون پشتوانه باقی خواهد ماند و صنعت بیمه فرصت ایفای نقش واقعی خود در مدیریت ریسکهای ملی را از دست خواهد داد.




