امروز بازسازی، فردا توسعه

مسیر جدید صنعت انرژی ایران

پایگاه خبری افق و اقتصاد-جنگ، صرفاً نبردی در میدان‌های نظامی نیست؛ بلکه آزمونی برای میزان تاب‌آوری زیرساخت‌های حیاتی کشورهاست. در تمامی منازعات معاصر، بخش انرژی به عنوان شریان اصلی اقتصاد و ستون فقرات امنیت ملی، همواره در معرض آسیب‌های مستقیم و غیرمستقیم قرار داشته است.

متن یادداشت حبیبه رحیمیان مدیر روابط عمومی فدراسیون صادرات انرژی و صنایع وابسته ایران به شرح زیر است:

جنگ، صرفاً نبردی در میدان‌های نظامی نیست؛ بلکه آزمونی برای میزان تاب‌آوری زیرساخت‌های حیاتی کشورهاست.

در تمامی منازعات معاصر، بخش انرژی به عنوان شریان اصلی اقتصاد و ستون فقرات امنیت ملی، همواره در معرض آسیب‌های مستقیم و غیرمستقیم قرار داشته است.

تخریب یا اختلال در شبکه‌های برق، تأسیسات نفت و گاز، زیرساخت‌های ذخیره‌سازی و سامانه‌های انتقال انرژی، آثار خود را فراتر از بخش انرژی بر تولید، تجارت، اشتغال، رفاه اجتماعی و حتی انسجام ملی برجای می‌گذارد.

خسارات وارده به زیرساخت‌های انرژی طی ماه‌های گذشته، صرف‌نظر از ابعاد و گستره آن، بار دیگر اهمیت امنیت انرژی و تاب‌آوری زیرساخت‌های حیاتی را یادآوری کرد.

اکنون کشور در نقطه‌ای قرار گرفته است که باید میان بازگشت به گذشته و ساختن آینده یکی را انتخاب کند. به اعتقاد من، بازسازی صرف تأسیسات آسیب‌دیده کافی نیست؛ بلکه باید از این مقطع به عنوان فرصتی برای نوسازی، اصلاح ساختارها و افزایش تاب‌آوری صنعت انرژی کشور بهره برد.

واقعیت آن است که اقتصاد ایران برای تداوم رشد، حفظ اشتغال و توسعه صادرات به زیرساخت‌های پایدار انرژی نیاز دارد.

هرگونه اختلال در این بخش، زنجیره‌ای از مشکلات را در صنایع، حمل‌ونقل، تجارت و زندگی روزمره مردم ایجاد می‌کند.

بنابراین امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به یک نقشه راه ملی بازسازی و تاب‌آورسازی انرژی نیاز دارد؛ برنامه‌ای که هدف آن صرفاً احیای ظرفیت‌های از دست‌رفته نباشد، بلکه معماری جدیدی برای امنیت انرژی در دهه‌های آینده ترسیم کند.

نخستین گام در این مسیر، انجام ارزیابی جامع خسارات و تعیین اولویت‌های راهبردی است. تمامی زیرساخت‌ها از ارزش و اهمیت یکسان برخوردار نیستند.

تأمین برق مراکز حیاتی، زیرساخت‌های آب و فاضلاب، مراکز درمانی، صنایع مادر، شبکه‌های ارتباطی و سامانه‌های مدیریت بحران باید در صدر اولویت‌های بازسازی قرار گیرد.

تخصیص منابع محدود مالی بدون نظام اولویت‌بندی دقیق، می‌تواند فرآیند بازسازی را با اتلاف منابع و تأخیرهای پرهزینه مواجه سازد.

اما آنچه بیش از منابع مالی اهمیت دارد، نوع نگاه ما به فرآیند بازسازی است. در دنیای امروز، امنیت انرژی دیگر صرفاً به معنای تولید بیشتر نیست.

کشورهایی موفق هستند که شبکه‌های انرژی آنها از انعطاف‌پذیری و تاب‌آوری بالاتری برخوردار باشد.

توسعه نیروگاه‌های پراکنده، شبکه‌های هوشمند، سامانه‌های ذخیره‌سازی انرژی و انرژی‌های تجدیدپذیر باید بخشی جدایی‌ناپذیر از برنامه بازسازی کشور باشد.

از سوی دیگر، تجربه بحران‌های اخیر نشان داد که تمرکز بیش از حد زیرساخت‌ها در نقاط محدود، ریسک‌های قابل توجهی ایجاد می‌کند.

بازسازی باید با هدف توزیع جغرافیایی تأسیسات، افزایش ظرفیت‌های ذخیره‌سازی راهبردی و ایجاد مسیرهای جایگزین انتقال انرژی انجام شود تا کشور در برابر تهدیدهای احتمالی آینده آسیب‌پذیری کمتری داشته باشد.

در این میان، نقش بخش خصوصی بسیار تعیین‌کننده است. حجم سرمایه‌گذاری مورد نیاز برای بازسازی زیرساخت‌های انرژی به اندازه‌ای است که تأمین آن صرفاً از محل منابع دولتی امکان‌پذیر نخواهد بود.

شرکت‌های خصوصی، پیمانکاران، سازندگان تجهیزات، شرکت‌های دانش‌بنیان و فعالان حوزه خدمات فنی و مهندسی ظرفیت بزرگی برای مشارکت در این فرآیند در اختیار دارند.

دولت باید با ایجاد سازوکارهای شفاف، کاهش موانع اداری و طراحی مدل‌های مشارکت عمومی و خصوصی، زمینه حضور گسترده‌تر سرمایه‌گذاران را فراهم کند.

با این حال، چالش اصلی بازسازی انرژی نه فنی، بلکه اقتصادی و مدیریتی است. حجم سرمایه‌گذاری مورد نیاز برای احیای زیرساخت‌های انرژی به گونه‌ای است که اتکای صرف به منابع بودجه‌ای دولت نمی‌تواند پاسخگوی آن باشد.

لازم است از ظرفیت سرمایه‌گذاری بخش خصوصی، بازار سرمایه، صندوق‌های توسعه‌ای، ابزارهای نوین تأمین مالی و مشارکت عمومی-خصوصی بهره گرفته شود.

تجربه جهانی نشان می‌دهد هر جا دولت نقش سیاست‌گذار و تسهیل‌گر را ایفا کرده و زمینه حضور بخش خصوصی را فراهم آورده است، فرآیند بازسازی با سرعت و بهره‌وری بیشتری به نتیجه رسیده است.

در این میان، بخش خصوصی و تشکل‌های تخصصی صنعت انرژی می‌توانند نقشی تعیین‌کننده ایفا کنند. شرکت‌های فعال در حوزه برق، نفت، گاز، پتروشیمی، خدمات فنی و مهندسی و صنایع دانش‌بنیان، ظرفیت ارزشمندی برای تأمین تجهیزات، اجرای پروژه‌ها و انتقال فناوری در اختیار دارند.

مشارکت هدفمند این ظرفیت‌ها نه تنها موجب تسریع بازسازی خواهد شد، بلکه به رشد اشتغال، توسعه فناوری داخلی و افزایش توان رقابت‌پذیری اقتصاد ملی نیز کمک می‌کند.

موضوع دیگری که نباید از آن غافل شد، امنیت سایبری صنعت انرژی است. تهدیدات امروز تنها به حملات فیزیکی محدود نمی‌شود.

حفاظت از سامانه‌های کنترل صنعتی، مراکز داده و زیرساخت‌های ارتباطی باید به اندازه حفاظت از تأسیسات فیزیکی مورد توجه قرار گیرد.

صنعت انرژی آینده، صنعتی دیجیتال خواهد بود و امنیت این فضا به بخشی از امنیت ملی کشور تبدیل شده است.

در کنار همه این اقدامات، باید نگاه اقتصادی به بازسازی را نیز تقویت کرد. بازسازی زیرساخت‌های انرژی صرفاً یک هزینه نیست؛ بلکه نوعی سرمایه‌گذاری برای آینده کشور است.

هر ریال سرمایه‌گذاری در این بخش می‌تواند زمینه افزایش تولید، رشد صادرات، ایجاد اشتغال و تقویت رقابت‌پذیری اقتصاد ایران را فراهم کند.

امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به اجماع ملی برای بازسازی و توسعه زیرساخت‌های انرژی نیاز دارد. دولت، مجلس، بخش خصوصی، نهادهای مالی و مراکز علمی باید در کنار یکدیگر قرار گیرند تا این مأموریت ملی با موفقیت به سرانجام برسد.

اگر بازسازی را صرفاً به معنای جبران خسارت‌های گذشته بدانیم، فرصت بزرگی را از دست خواهیم داد؛ اما اگر آن را نقطه آغاز تحول در حکمرانی و زیرساخت‌های انرژی کشور تلقی کنیم، می‌توانیم از دل بحران، بنیانی مستحکم‌تر برای توسعه پایدار ایران بسازیم.

امروز زمان بازسازی است؛ اما مهم‌تر از آن، زمان آینده‌سازی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا