اقتصاد جهانی در میانه‌ی توهمِ ثبات؛ آرامش موقت یا پیش‌درآمد بحران؟

پارادوکس بازارهای مالی: وقتی سیگنال‌های مثبت، پوششی بر فروپاشی ساختاری هستند!

تحلیل بازارهای نفت ، بازاری که گذشت ، بازاری که در راه است

امیر رضایی

پایگاه خبری افق و اقتصاد ، در حالی که بازارهای جهانی با دریافت سیگنال‌های گذرا از کاهش تنش‌ها در خاورمیانه، درگیر نوعی «نشئگی کاذب» از کاهش قیمت نفت شده‌اند، واقعیت‌های زیرساختی حکایت از سناریویی کاملاً متفاوت دارند. با تقویت شاخص دلار و عقب‌نشینی بورس‌های آمریکا در پی تصمیمات سیاست‌گذاری فدرال رزرو، پرسش اصلی دیگر «روند بازار چیست؟» نیست، بلکه «تا چه زمانی می‌توان این آرامش شکننده را پشت پرده‌ی نوسانات سیاسی پنهان کرد؟». در این گزارش، ما به دنبال پاسخ به این سوال حیاتی هستیم که چرا امید به رونق اقتصادی جهان، در برابر واقعیت‌های تلخ ژئوپلیتیک و سیاست‌های پولی سخت‌گیرانه، رنگ می‌بازد

در انتظار ابهام؛ سرمایه‌گذاری در لبه‌ی پرتگاه

هفته‌ای که گذشت، بازارهای مالی نه با جریان‌های قدرتمند، بلکه با «تعلیق» و «تردید» سپری شد. نوسانات محدود در شاخص‌ها و قیمت مواد خام، نشان‌دهنده یک رکود فکری در میان سرمایه‌گذاران است؛ آن‌ها در انتظار رفع ابهام از مثلث قدرتِ «سیاست‌های ترامپ»، «تغییر پارادایم اقتصادی چین» و «نوسانات بی‌پایان خاورمیانه» هستند. اگرچه کاهش موقت تنش‌های منطقه‌ای منجر به اصلاح قیمت نفت و بازگشت فلزات گرانبها به جریان مثبت شده، اما این یک بازگشت صعودی پایدار نیست، بلکه صرفاً یک «اصلاح تکنیکال» در میان جوّ پر از ابهام است.

پیش‌بینی سیاه صندوق بین‌المللی پول؛ واقعیتِ تلخ قیمت نفت

باید از توهمِ بهبود وضعیت اقتصادی جهان چشم پوش کرد. صندوق بین‌المللی پول (IMF) با نگاهی واقع‌بینانه و برخلاف خوش‌بینی‌های سطحی، رشد قیمت نفت را یک «تهدید وجودی» برای اقتصاد جهانی قلمداد کرده است. کاهش پیش‌بینی‌ها از نرخ رشد اقتصاد جهان، یک هشدار جدی است: اثرات تورم‌زای انرژی در ماه‌های آتی، راه را برای سیاست‌های انقباضی و افزایش نرخ بهره توسط بانک‌های مرکزی هموار خواهد کرد. بنابراین، پاسخ به پرسش «آیا اقتصاد جهان رونق می‌یابد؟» با قاطعیت «منفی» است. ما با یک چرخه نزولی از رشد، روبرو هستیم که ریشه‌های آن در بی‌ثباتی‌های ژئوپلیتیک نهفته است.

خاورمیانه؛ معمای ثبات یا استراتژیِ تعلیق؟

تحلیلگران امیدوار به ثبات در خاورمیانه، غالباً دچار سوءبرداشت از واقعیت‌های میدانی هستند. واقعیت این است که هیچ‌یک از بازیگران اصلی—اعم از ایالات متحده، اسرائیل و ایران—به اهداف استراتژیک خود در این تقابل دست نیافته‌اند. هرگونه کاهش تنش که امروز در بازارها مشاهده می‌شود، چیزی جز یک «آتش‌بس موقت» و فاقد ریشه‌های بنیادین نیست. حتی اگر فرضیه‌ی امضای توافق‌نامه‌ای میان ایران و آمریکا محقق شود، این توافق تنها آغازگر یک فرآیند طولانی، فرساینده و پر از بن‌بست‌های مذاکراتی خواهد بود. پس نباید اجازه داد «امید به دیپلماسی»، واقعیتِ بحرانیِ ناتوانی در دستیابی به صلح پایدار را در محاسبات اقتصادی پنهان کند.

پارادوکس قیمت نفت: کاهش قیمت، به معنای بهبودی نیست!

کاهش قیمت نفت به زیر مرز ۸۰ دلار در هفته‌های اخیر، برخلاف تصور سطحیِ بازار، نشانی از سلامت اقتصاد نیست؛ بلکه صرفاً نتیجه‌ی پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه درباره بازگشایی تنگه هرمز است. باید واقع‌بین بود: قیمت‌ها حتی با این اصلاح، همچنان در سطوح بالایی باقی مانده‌اند و بازگشت به دوران پیش از جنگ، یک رویاست. ماندن قیمت نفت در این سطح بالا، یعنی فشار مستمر بر قدرت خرید و تضعیف محرک‌های رشد اقتصادی جهان. ما با یک وضعیت «تنگنایی» روبرو هستیم: نه قدرتی برای رشد وجود دارد و نه نشانی از رکود عمیق؛ بلکه سایه‌ی سنگین یک اقتصاد «فلج‌شده» بر سر بازارها سنگینی می‌کند

فدرال رزرو و بازی در لبه‌ی تیغ تورم

سیاست‌های پولی ایالات متحده، همواره بازتابی از نبرد میان «کنترل تورم» و «رشد اقتصادی» است. اگرچه در نشست اخیر، نرخ بهره تغییری نکرد، اما پیام‌های پنهان در گزارش پایانی نشست (Minutes)، زنگ خطر را برای سرمایه‌گذاران به صدا درآورد. سیگنال‌های برخی مقامات فدرال رزرو مبنی بر احتمال افزایش نرخ بهره در ماه‌های آتی، دقیقاً همان چیزی است که باعث تقویت دلار و ریزش بورس‌ها شد. سناریوی سیاه در پیش است: قیمت نفت بالا + تورمِ سرکش + نرخ بهره‌ی افزایش‌یافته. این مثلث مرگبار، بی‌ثباتی در بازارهای ارز، فلزات گرانبها و بورس‌ها را به امری اجتناب‌ناپذیر تبدیل می‌کند. سرمایه‌گذاران نباید با اخبار کاهش تنش، دچار «نشئگی خوش‌بینی» شوند؛ این یک تله است.

ترامپ؛ مهندس بی‌ثباتی و عامل آشوب در بازارهای جهانی

اگر بخواهیم عامل اصلی بی‌ثباتی‌های پیش رو را شناسایی کنیم، باید به تئاتر سیاسی ترامپ اشاره کنیم. اظهارات متناقض، غیرقابل‌پیش‌بینی و اغلب تکان‌دهنده او، تنها یک بازی سیاسی نیست، بلکه یک عامل مستقیم در ایجاد نوسانات شدید (Volatility) در بازارهاست. با نزدیک شدن به انتخابات کنگره آمریکا و درگیری‌های استراتژیک در خاورمیانه، ترامپ با استفاده از لفاظی‌های خود، همواره بازارها را در وضعیت «آمادگی برای شوک» نگه می‌دارد. حتی اگر تنش‌ها در خاورمیانه فروکش کند، رویکرد ترامپ به سمت بازارهای تجاری و مناطق دیگر، زنجیره‌ای از عدم‌قطعیت‌ها را خلق خواهد کرد.

جمع‌بندی استراتژیک: دورانِ «رونقِ مفقود»

در نهایت، نباید انتظار معجزه داشت. تحت سایه‌ی سیاست‌های ترامپ و تغییرات ساختاری در اقتصاد جهانی، سناریوی محتمل، نه رکود است و نه رونق؛ بلکه دورانی از «رشد بسیار پایین و بی‌ثباتی مزمن» است. اقدامات ترامپ در حال بازتعریف قواعد بازی و تغییر ساختارهای جهانی است؛ ساختارهایی که در آن‌ها، تنها کسانی بقا می‌یابند که بتوانند از میان مه غلیظ بی‌ثباتی و نوسانات سیاسی، راه خود را پیدا کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا