معیشت در سایه نااطمینانی

زهرا افشاری

پایگاه خبری افق و اقتصاد – در روزهایی که خبری از درگیری نظامی مستقیم نیست، زندگی اقتصادی و اجتماعی مردم زیر فشاری نامرئی اما مداوم قرار گرفته است. جنگی که گلوله و انفجار ندارد، اما اثر آن در سفره خانوارها، تصمیم‌های روزمره و آینده‌نگری مردم به‌وضوح دیده می‌شود. افزایش نااطمینانی، موجی از نگرانی را در جامعه ایجاد کرده که مستقیماً معیشت را هدف گرفته و بخش بزرگی از مردم را در وضعیتی از انتظار و بلاتکلیفی فرو برده است. این جنگ خاموش، بیش از هر چیز آرامش روانی جامعه را نشانه گرفته است.

 در هفته‌های اخیر، اخبار تنشی و روایت‌های ضدونقیض درباره آینده سیاسی و امنیتی منطقه، به‌سرعت به فضای اقتصادی کشور سرایت کرده است. هر شایعه یا تحلیل مبهم، به‌ویژه در شبکه‌های اجتماعی، کافی بوده تا بازارها واکنش نشان دهند. نتیجه این فضا، افزایش نگرانی مردم نسبت به قیمت‌ها و کاهش قدرت برنامه‌ریزی برای زندگی روزمره است. خانواده‌ها بیش از گذشته نگران فردای معیشت خود هستند و همین نگرانی، رفتار اقتصادی آنها را تغییر داده است.

یکی از نخستین آثار این وضعیت، افزایش فشار روانی بر خانوارهاست. مردم با این پرسش دائمی مواجه‌اند که آیا قیمت‌ها دوباره جهش خواهد کرد یا نه. همین تردید باعث شده بسیاری از خانواده‌ها برای خرید کالاهای اساسی یا بادوام، بین شتاب‌زدگی و تعویق تصمیم مردد بمانند. برخی برای پیشگیری از گرانی احتمالی، خریدهای غیرضروری انجام می‌دهند و برخی دیگر به‌دلیل ترس از آینده، مصرف خود را به حداقل می‌رسانند. هر دو رفتار، نشانه بی‌ثباتی ذهنی ناشی از فضای تنشی است.

بازارها نیز بازتاب مستقیمی از این نگرانی اجتماعی هستند. افزایش قیمت ارز، طلا و برخی کالاها بیش از آنکه ناشی از کمبود واقعی باشد، ریشه در انتظارات تورمی دارد. وقتی مردم احساس می‌کنند آینده نامعلوم است، ارزش پول ملی در ذهن آنها تضعیف می‌شود و همین تصور، به افزایش تقاضا برای دارایی‌های امن‌تر دامن می‌زند. این چرخه، فشار مضاعفی بر معیشت اقشار متوسط و کم‌ درآمد وارد می‌کند، زیرا نقدینگی آنها سریع‌تر ارزش خود را از دست می‌دهد.

فلج شدن موتور توسعه

این تنش مداوم، تنها مصرف‌کننده را تحت تأثیر قرار نداده بلکه موتور اصلی توسعه یعنی سرمایه‌گذاری را نیز فلج کرده است. کارآفرینان و صاحبان کسب‌وکار، برای هرگونه تصمیم بلندمدت، نیازمند افق دید واضحی هستند. وقتی سایه تهدید یا بلاتکلیفی بر سر تصمیم‌گیری‌ها سنگینی می‌کند، ترجیح اول، حفظ موجودی نقدی و به تعویق انداختن پروژه‌های توسعه‌ای و استخدام نیروهای جدید است. این سکون در سرمایه‌گذاری، در نهایت به کاهش تولید، کندی رشد اقتصادی و محدود شدن فرصت‌های شغلی منجر می‌شود؛ در واقع، هزینه‌ای است که امروز پرداخت می‌شود، اما تا مدت‌ها بعد خود را نشان خواهد داد.

بورس اوراق بهادار، که باید بازتابی از سلامت بلندمدت شرکت‌ها باشد، به‌طور قابل توجهی به این نوسانات روانی واکنش نشان داده است. افت شاخص‌ها در پی هر خبر تنش‌زا، نشان می‌دهد که بازار فعلاً کمتر بر اساس داده‌های بنیادین شرکت‌ها و بیشتر بر اساس “ریسک سیاسی-امنیتی” قیمت‌گذاری می‌شود. این نوع معامله‌گری مبتنی بر ترس، نشان می‌دهد که اعتماد به پایداری محیط کسب‌وکار تضعیف شده است.

به هر حال، هزینه این جنگ بدون شلیک گلوله، در نهایت بر دوش همین مردم است، هزینه‌ای که به‌صورت کاهش قدرت خرید، افزایش استرس و تأخیر در تحقق اهداف بلندمدت اقتصادی جبران می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا