چه کسانی از آباد شدن ایران می ترسند؟

نگاهی به کف زنان در اقتصاد خاکستری و هزینه‌هایی که مردم می‌پردازند

یادداشت؛ الهه فابریکی اورنگ
پژوهشگر اقتصادی

پایگاه خبری افق و اقتصاد ، سال‌ها پیش، در جریان پژوهشی برای کتابم درباره نقش سیاست در تحولات اقتصادی کشورها، به نکته‌ای برخوردم که دیدگاهم را کاملاً تغییر داد. در میان انبوه اطلاعات مربوط به جنگ‌ها، تحریم‌ها و بحران‌های اقتصادی، یک الگو بارها تکرار می‌شد: هزینه هر بحران را عمدتاً اقشار کم‌درآمد جامعه می‌پرداختند، اما سود آن نصیب گروه کوچکی از واسطه‌ها، رانت‌خواران و صاحبان دسترسی‌های خاص می‌شد. در ابتدا فکر می‌کردم این موضوع مختص سایر کشورهاست، اما امروز، پس از دهه‌ها تحریم، فشار اقتصادی و تنش‌های منطقه‌ای، به وضوح می‌بینم که این الگو در کشور خودمان در حال تکرار است.

برای درک بهتر این موضوع، بیایید برای لحظه‌ای از شعارها فاصله بگیریم و صرفاً از زاویه اقتصادی به ماجرا نگاه کنیم.

۱. چه کسی تاوان بحران را می‌پردازد؟

آمارها در بهار ۱۴۰۵ نشان می‌دهد تورم نقطه‌به‌نقطه به ۷۷.۲ درصد رسیده است؛ رقمی که برخی رسانه‌های جهانی آن را بی‌سابقه از زمان جنگ جهانی دوم توصیف کرده‌اند. در همین حال، تورم کالاهای اساسی از ۱۱۳ درصد فراتر رفته و بیش از یک میلیون شغل، طبق گفته معاون وزیر کار، از بین رفته است. در پس این اعداد، زندگی واقعی مردم نهفته است: خانواده‌هایی که قدرت خریدشان به شدت کاهش یافته، کسب‌وکارهایی که کوچک شده یا تعطیل شده‌اند، و جوانانی که فرصت‌های شغلی خود را از دست داده‌اند. اگر اکثریت جامعه از این وضعیت آسیب می‌بینند، پس این پرسش اساسی مطرح می‌شود که چه کسانی از تداوم آن سود می‌برند و ناراضی نیستند؟

۲. اقتصاد آشفته چگونه سودهای کلان می‌آفریند؟

تحریم‌ها نه فقط محدودیت، که زمینه‌ساز اقتصادی غیرشفاف و رانت‌خیز هستند. نرخ ارز چندگانه، تجارت از مسیرهای غیرمتعارف و محدودیت دسترسی به بازار جهانی، نقش واسطه‌ها و افراد ذی‌نفوذ را پررنگ می‌کند. در این فضا «رانت» بر «رقابت» چیره می‌شود. کسانی که از اختلاف نرخ ارز یا انحصار واردات سود می‌برند، با بازگشت به اقتصاد شفاف و رقابتی، سودهای بادآورده‌شان را از دست می‌دهند. به همین دلیل، هر طرحی برای رفع تحریم و شفافیت اقتصادی، با مقاومتی روبه‌رو می‌شود که ریشه آن عمیقاً در منافع اقتصادی این گروه نهفته است، نه فقط در اختلافات سیاسی.

۳. تلاش برای راه‌حل‌های عملی در شرایط حساس

حتی در اوج تنش‌ها و در شرایطی که کشور با چالش‌های جدی روبرو بوده، تلاش برای یافتن راه‌حل‌های عملی و اجرایی ادامه داشته است. به عنوان مثال، سفر هیأتی متشکل از مقامات ارشد اجرایی، اقتصادی، بانکی و حقوقی به پاکستان، نشان‌دهنده گشودگی کانال‌های دیپلماتیک و اقتصادی با هدف پیشبرد امور و حل و فصل مسائل بود. این ترکیب از اعضا، حاکی از آن بود که اداره کشور در چنین شرایطی، نیازمند رویکردهایی فراتر از شعار و در برگیرنده راهکارهای ملموس در حوزه‌های تخصصی است. این موضوع نشان می‌دهد که همزمان با حفظ مواضع دفاعی، می‌توان برای کاهش پیامدهای اقتصادی، حفظ زندگی مردم و فراهم آوردن زمینه‌های توسعه، گام برداشت.

۴. دشمنان آرامِ ایرانِ آباد

بزرگ‌ترین مانع پیشرفت *همیشه دشمن خارجی نیست. گاهی اوقات، کسانی که از اقتصاد غیرشفاف، انحصار، رانت و محدودیت‌های ناشی از تحریم سود می‌برند، بیش از هر عامل خارجی در برابر عادی شدن اوضاع مقاومت می‌کنند.* ایرانِ آباد یعنی رقابت بیشتر، سرمایه‌گذاری بیشتر، ثبات بیشتر و شفافیت بیشتر. و هر یک از این‌ها، به معنای کمرنگ شدن منافع کسانی است که ثروت خود را از دل آشفتگی و استثناها به دست آورده‌اند.

در نهایت، ملاک اصلی این نیست که چه کسی پرشورتر شعار می‌دهد یا خود را دلسوزتر جا می‌زند. نکته کلیدی این است که هر بار تحریم‌ها شدیدتر می‌شوند، اقتصاد آشفته‌تر می‌گردد و سفره مردم کوچک‌تر می‌شود، چه کسانی هزینه آن را می‌پردازند و چه کسانی سود می‌برند. ایرانِ آباد، اقتصادی شفاف‌تر، رقابتی‌تر و قابل پیش‌بینی‌تر است؛ جایی که تولیدکننده، کارآفرین و نیروی کار فرصت بیشتری برای شکوفایی دارند و رانت و انحصار مجال کمتری برای بقا *. شاید به همین دلیل است که پایان بحران برای همه خوشایند نیست. پاسخ این پرسش که «چه کسانی از آباد شدن ایران می‌ترسند؟» را باید در همین تفاوت جستجو کرد.

منابع:

· بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، گزارش شاخص قیمت مصرف‌کننده و تحولات تورم، اردیبهشت و خرداد ۱۴۰۵.
· وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، اظهارات معاونت اشتغال درباره آثار اقتصادی جنگ رمضان و برآورد اشتغال از دست‌رفته، ۱۴۰۵.
· The Globe and Mail، گزارش تورم ۷۷.۲ درصدی ایران با استناد به داده‌های بانک مرکزی ایران، ژوئن ۲۰۲۶.
· مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، گزارش‌های تحلیلی درباره آثار تحریم بر اقتصاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا