از اینترنت تا بانک؛

اختلال در زندگی روزمره مردم در سایه سوء مدیریت

پایگاه خبری افق و اقتصاد-هنوز خاکستر خسارت‌های ناشی از سه ماه قطع اینترنت سرد نشده که اختلال‌های گسترده بانکی، زندگی روزمره مردم را به گروگان گرفته است؛ از فلج شدن کسب‌وکارها تا ناتوانی در انجام ساده‌ترین تراکنش‌های مالی. آنچه این بحران‌ها را نگران‌کننده‌تر می‌کند، نه فقط فروپاشی پی‌درپی زیرساخت‌های حیاتی، بلکه سکوت مسوولان و ناتوانی مدیرانی است که در برابر خسارت‌های واردشده به مردم، هیچ پاسخ روشنی ارائه نمی‌کنند.

به گزارش پایگاه خبری افق و اقتصاد ؛ از تاریکی ناگهانی فضای مجازی در ماه‌های گذشته تا فلج شدن سیستم‌های مالی در دو هفته اخیر؛ به نظر می‌رسد زیرساخت‌های حیاتی کشور در یک چرخه ممتد از سوء مدیریت بحرانِ مفقود قرار گرفته‌اند.

در حالی که کسب‌وکارهای مردم هنوز در حال بازسازی ویرانه‌های ناشی از قطع اینترنت هستند، امروز با بحران جدیدی به نام اختلال سیستماتیک بانکی روبرو هستیم.

اما فراتر از مشکلات فنی، پرسش اصلی این است: چرا زندگی شهروندان به ملعبه‌ای برای آزمون‌های ناشی از سکوت نهادهای مسئول تبدیل شده است؟

میراث تلخ ماه گذشته؛ وقتی اینترنت قطع شد، معیشت‌ها فرو ریخت

تنها چند هفته از آن حادثه گذشت که با قطع گسترده و بی‌سابقه دسترسی به شبکه جهانی اینترنت، بسیاری از اقتصادهای خرد و کلان کشور به لرزه درآمد.

این اتفاق تنها یک اختلال در اتصال نبود؛ بلکه یک زلزله اقتصادی برای هزاران کسب‌وکار آنلاین، فروشندگان شبکه‌های اجتماعی و فعالان حوزه تجارت الکترونیک بود.

خسارت‌های وارد شده به این بخش، از دست رفتن فرصت‌های تجاری گرفته تا از بین رفتن اعتماد مشتریان، آسیب‌هایی است که به گفته کارشناسان، جبران آن در میانه‌ی این شرایط اقتصادی، تقریباً غیرممکن است.

این بحران، نشان داد که زیرساخت‌های ارتباطی کشور چقدر در برابر تصمیمات ناگهانی و مدیریت‌های غیرکارشناسی، آسیب‌پذیر و شکننده هستند.

فلج شدن اقتصاد روزمره؛ دو هفته در سایه اختلال بانکی

در حالی که زخم‌های ناشی از بحران اینترنت هنوز تازه است، امروز با واقعیت تلخ دیگری روبرو هستیم: دو هفته است که سیستم‌های پرداخت و تراکنش‌های بانکی با اختلالات جدی مواجه هستند.

از خریدهای ساده در فروشگاه‌ها گرفته تا انتقال‌های مالی حیاتی، همگی در هاله‌ای از ابهام و ناکامی قرار دارند.

مردم امروز برای انجام ساده‌ترین امور روزمره خود، در مواجهه با دستگاه‌های کارت‌خوان و اپلیکیشن‌های بانکی، با بن‌بست روبرو می‌شوند.

این وضعیت، فراتر از یک مشکل فنی، به یک بحران اعتماد در بدنه اقتصاد تبدیل شده است.

آنچه بیش از هر چیز مردم را کلافه کرده، عدم پاسخگویی است. در برابر هر بحران، از قطع اینترنت تا اختلال بانکی، نهادهای مسئول تنها با سکوت پاسخ می‌دهند.

هیچ مسئولی در برابر خسارت‌های جبران‌ناپذیر ماه گذشته پاسخگو نیست و هیچ واحد روابط عمومی‌ای در برابر اختلالات فعلی، توضیحی ارائه نمی‌دهد.

این بی برنامگی، نشان‌دهنده آن است که در مدیریت این کشور، مسئولیت‌پذیری جای خود را به پنهان‌کاری داده است.

مردم دیگر از پاسخ‌های رسمی و مبهم خسته شده‌اند؛ آن‌ها به دنبال پاسخ به یک سوال اساسی هستند: چه زمانی زندگی ما از اولویت‌های مدیریت خارج خواهد شد؟

وقتی زیرساخت‌های حیاتی یک کشور، هم‌زمان با سوء مدیریت و سکوت در برابر پرسش‌ها، از کار می‌افتند، این دیگر تنها یک اختلال فنی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از یک بحران ساختاری و مدیریتی است که می‌تواند آینده معیشت و آرامش جامعه را به کلی به مخاطره اندازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا