۵ مسیر جهت تأمین کالای ضروری بدون انتظار برای ساخت بندر جدید
وحید قاسمی رشید آبادی
پژوهشگر اقتصادی
در اقتصاد امروز، قدرت تجاری کشورها تنها به تعداد بنادر، طول خطوط ریلی یا ظرفیت جادههای داخلی وابسته نیست بلکه به توانایی آنها در ایجاد یک شبکه متنوع و انعطافپذیر از مسیرهای تجاری بستگی دارد.
کشورهایی که زنجیره تأمین مقاومتری دارند، معمولاً به یک مسیر یا یک بندر خاص وابسته نیستند و در کنار توسعه زیرساختهای داخلی، از ظرفیت کشورهای پیرامونی نیز برای حفظ جریان کالا استفاده میکنند.
ایران نیز با قرار گرفتن در میان چند کریدور مهم منطقهای، از موقعیتی برخوردار است که امکان استفاده از چنین مدلی را فراهم میکند. در حالی که توسعه بنادر داخلی، تکمیل خطوط ریلی و افزایش ظرفیتهای لجستیکی کشور یک ضرورت بلندمدت است، ایجاد مسیرهای مکمل از طریق بنادر کشورهای همسایه میتواند در کوتاهمدت بخشی از محدودیتهای موجود را کاهش دهد.
ایده اصلی بندر دیگران، مسیر ایران بر همین منطق استوار است کالا میتواند در بنادر کشورهای نزدیک تخلیه شود و سپس از طریق حمل زمینی، ریلی یا ترکیبی وارد ایران شود. این رویکرد به معنای جایگزینی بنادر داخلی نیست، بلکه ایجاد یک لایه پشتیبان برای تجارت خارجی کشور است تا در صورت افزایش فشار بر یک مسیر، سایر مسیرها امکان ادامه جریان کالا را فراهم کنند.
در اطراف ایران، پنج حوزه جغرافیایی ظرفیت ایفای چنین نقشی را دارند: پاکستان در شرق، عمان در جنوب، عراق و ترکیه در غرب و کشورهای حاشیه دریای خزر در شمال. هر یک از این مسیرها ویژگی متفاوتی دارند و انتخاب میان آنها باید بر اساس نوع کالا، سرعت مورد نیاز، هزینه حمل و مقصد نهایی در داخل کشور انجام شود.
بندر ثالث؛ راهکاری سریع برای افزایش تابآوری تجارت ایران
ساخت یک بندر، توسعه خط ریلی یا ایجاد یک شبکه لجستیکی جدید معمولاً پروژههایی چندساله هستند. در مقابل، استفاده از ظرفیتهای موجود کشورهای همسایه میتواند با سرعت بیشتری عملیاتی شود. این موضوع بهخصوص برای کالاهایی که اهمیت راهبردی دارند، مانند کالاهای اساسی، مواد اولیه تولید، دارو، تجهیزات صنعتی و اقلام ضروری، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در چنین مدلی، کشور به جای آنکه تمام جریان تجارت خود را از چند نقطه محدود عبور دهد، یک شبکه چندمسیره ایجاد میکند. در این شبکه، هر مسیر وظیفه مشخصی بر عهده دارد؛ برخی مسیرها برای کالاهای حجیم و کمارزش مناسب هستند، برخی برای کالاهای سریع و حساس به زمان و برخی دیگر برای تجارت منطقهای.

پاکستان دروازه ۲۰ هزار TEU شرق ایران
پاکستان یکی از نزدیکترین گزینهها برای ایجاد یک مسیر مکمل تجاری برای ایران است. این کشور با برخورداری از بنادر کراچی، قاسم و گوادر، امکان اتصال ایران به مسیرهای دریایی اقیانوس هند را فراهم میکند. نزدیکی جغرافیایی، مرز مشترک زمینی و امکان انتقال کامیونی، مهمترین مزیت این مسیر نسبت به برخی گزینههای دورتر است.
بر اساس اطلاعات موجود، بندر کراچی بهعنوان مهمترین بندر تجاری پاکستان حدود ۲۰ هزار TEU ظرفیت هندلینگ کانتینری دارد، بندر قاسم حدود ۱۲.۵ هزار TEU و بندر گوادر حدود ۵ هزار TEU ظرفیت اعلامشده دارند. علاوه بر این، برخی گزارشها نشان میدهد که بخشی از ظرفیت عملیاتی بنادر اصلی پاکستان هنوز استفاده نشده و امکان جذب بار جدید وجود دارد.
مسیر پاکستان برای ایران بهویژه در شرایطی اهمیت پیدا میکند که هدف، ایجاد یک مسیر سریع برای ورود کالاهای مصرفی، مواد اولیه صنعتی، نهادههای تولید و برخی اقلام ضروری باشد. کالا میتواند پس از ورود به بنادر پاکستان، از طریق مسیرهای زمینی شرق کشور و مرزهای تفتان و گبد وارد ایران شود.
با این حال، موفقیت این مسیر صرفاً به ظرفیت بندر وابسته نیست. کیفیت جادههای ارتباطی، سرعت تشریفات گمرکی، امنیت مسیرهای انتقال و ظرفیت ناوگان حملونقل از جمله عواملی هستند که تعیین میکنند این مسیر تا چه اندازه میتواند به یک کریدور پایدار تبدیل شود.
در واقع، پاکستان برای ایران بیشتر از آنکه یک جایگزین کامل برای بنادر جنوبی باشد، یک مسیر پشتیبان شرقی است که میتواند وابستگی تجارت کشور به چند مسیر محدود را کاهش دهد.
خزر و ظرفیت ۵۰ میلیون تنی شمال ایران
اگرچه بخش زیادی از توجهات در تجارت خارجی ایران معطوف به بنادر جنوبی است، اما دریای خزر یکی از مهمترین فرصتهای موجود برای ایجاد مسیرهای مکمل به شمار میرود. این منطقه ایران را به شبکهای از کشورهای تولیدکننده و صادرکننده کالا شامل روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان متصل میکند.
مزیت اصلی مسیر خزر، امکان دسترسی به بازارهای شمالی بدون نیاز به عبور از مسیرهای دریایی طولانی است. این مسیر بهخصوص برای کالاهای حجیم، کالاهای اساسی و مواد اولیه که هزینه حمل در آنها اهمیت بالایی دارد، میتواند مزیت اقتصادی ایجاد کند.
بررسی ظرفیت بنادر پیرامونی خزر نشان میدهد که این منطقه از ظرفیت قابل توجهی برخوردار است:

این ظرفیتها نشان میدهد که خزر میتواند به یک مسیر مهم برای امنیت تأمین کالا تبدیل شود؛ بهخصوص در حوزههایی مانند غلات، نهادههای دامی، روغن، مواد اولیه صنعتی و کالاهای پایه. البته استفاده از این ظرفیت نیازمند تکمیل زنجیره حمل است. بندر بهتنهایی نمیتواند مسیر تجاری ایجاد کند؛ بلکه اتصال میان بنادر خزر، بنادر شمالی ایران مانند انزلی و امیرآباد، شبکه ریلی و جادهای داخلی، عامل اصلی موفقیت این مسیر خواهد بود.
عمان، ترکیه و عراق؛ سه مسیر مکمل برای سه نیاز متفاوت
همه مسیرهای جایگزین نقش یکسانی ندارند. برخی برای کاهش زمان حمل مناسبتر هستند، برخی برای کاهش ریسک و برخی برای تجارت منطقهای. عمان به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در دریای عمان، میتواند نقش یک نقطه واسط برای تجارت ایران ایفا کند. بنادر صحار، دقم و صلاله ظرفیت آن را دارند که بخشی از جریان کالاهای ورودی از شرق آسیا و هند را جذب کرده و سپس از طریق حمل دریایی کوتاهبرد یا ترکیبی به ایران منتقل کنند.
مزیت اصلی عمان برای ایران، ایجاد تنوع در مسیرهای دریایی است. در این مدل، عمان قرار نیست جایگزین بنادر داخلی ایران شود، بلکه بهعنوان یک حلقه مکمل عمل میکند که ریسک وابستگی به یک مسیر مشخص را کاهش میدهد.
ترکیه بیشتر از آنکه یک بندر جایگزین باشد، یک گره لجستیکی منطقهای است. شبکه حملونقل جادهای و ریلی این کشور، اتصال آن به اروپا و قرار گرفتن در مسیرهای ترانزیتی بینالمللی، این امکان را ایجاد میکند که کالاهای اروپایی، قطعات صنعتی، ماشینآلات و تجهیزات تخصصی از طریق این کشور وارد ایران شوند. مزیت اصلی این مسیر، سرعت و قابلیت اطمینان بالاتر برای کالاهایی است که زمان رسیدن به مقصد اهمیت زیادی دارد
عراق از نظر ظرفیت بندری با برخی کشورهای منطقه قابل مقایسه نیست، اما مزیت اصلی آن برای ایران، نزدیکی جغرافیایی است. استفاده از بنادر جنوبی عراق مانند امالقصر میتواند برای برخی کالاهای منطقهای، محمولههای پروژهای و تأمین بازارهای غرب و جنوبغرب ایران کاربرد داشته باشد. این مسیر به دلیل فاصله کوتاه، میتواند هزینه انتقال را کاهش دهد هرچند کیفیت زیرساختهای حملونقل، سرعت ترخیص و ظرفیت گمرکی عراق همچنان عوامل تعیینکننده هستند.

از بندر جایگزین تا شبکه تأمین چندمسیره
استفاده از بنادر کشورهای همسایه زمانی میتواند به یک سیاست مؤثر تبدیل شود که از سطح یک مسیر حملونقل فراتر رود و به یک شبکه کامل لجستیکی تبدیل شود.
برای تحقق این هدف، چند اقدام ضروری است. نخست، ایجاد توافقات پایدار ترانزیتی با کشورهای همسایه است تا استفاده از این مسیرها صرفاً به شرایط مقطعی وابسته نباشد. دوم، توسعه مراکز لجستیکی و انبارهای منطقهای در نزدیکی مرزهاست تا کالا پس از ورود، سریعتر در شبکه داخلی توزیع شود. سوم، افزایش سرعت گمرکات و ایجاد مسیرهای ویژه برای کالاهای ضروری است. در بسیاری از موارد، زمان توقف کالا در مرزها بیشتر از زمان حمل بین کشورهاست. چهارم، توسعه حمل ترکیبی است یعنی استفاده همزمان از کشتی، ریل و کامیون برای کاهش هزینه و افزایش سرعت.
ایران برای افزایش تابآوری تجارت خارجی خود نیازمند حرکت از یک مدل تکمسیره به یک مدل چندمسیره است. استفاده از ظرفیت بنادر پاکستان، عمان، عراق، ترکیه و کشورهای حاشیه خزر میتواند بدون انتظار برای ساخت فوری زیرساختهای جدید، بخشی از این هدف را محقق کند.




