پارادوکس خلاقیت ، هوش مصنوعی، دزدِ آثار یا معمارِ افق‌های جدید؟

پایگاه خبری افق و اقتصاد _ با بالا گرفتن صدای اعتراض هنرمندان به استفاده از داده‌ها در آموزش مدل‌های هوش مصنوعی، یک پرسش بنیادین مطرح است: آیا ما با یک بحران حقوقی روبرو هستیم یا با لحظه‌ای تاریخی که در آن، مرز میان «خلاقیت انسانی» و «پردازش ماشینی» برای همیشه فرو می‌ریزد؟ مقاومت در برابر این فناوری، تلاشی است برای حفظ حصارهای قدیمیِ هنر در برابر طوفانی که قرار است تعریف انسان از «خالق بودن» را از نو بنویسد.

به گزارش پایگاه خبری افق و اقتصاد ، هنرمندان و منتقدان هوش مصنوعی مولد می‌گویند شرکت‌های فناوری با استفاده از میلیاردها تصویر و اثر هنری بدون کسب اجازه از صاحبان آن‌ها، ابزارهای هوش مصنوعی را آموزش داده‌اند؛ روندی که به باور آنان، حقوق مالکیت فکری را نقض کرده و معیشت هنرمندان و فرصت‌های شغلی در صنایع خلاق را به خطر انداخته است

مالی کِرَب‌اَپِل، هنرمند و نویسنده آمریکایی، در مقاله‌ای در روزنامه گاردین، هوش مصنوعی مولد را نه صرفاً یک فناوری نوظهور، بلکه نتیجه بهره‌برداری گسترده از آثار هنرمندان می‌داند؛ روندی که به باور او، معیشت هنرمندان و فرهنگ انسانی را تهدید می‌کند.

به گفته او، از حدود سال ۲۰۲۲ ابزارهای تولید تصویر با هوش مصنوعی شروع به ساخت آثاری کردند که از سبک هنری او و شمار زیادی از هنرمندان دیگر تقلید می‌کردند. این ابزارها با استفاده از میلیاردها تصویر گردآوری‌شده از اینترنت آموزش دیده بودند؛ تصاویری که بدون کسب اجازه از صاحبان آثار، ذکر منبع یا پرداخت وجه به آن‌ها مورد استفاده قرار گرفته بودند.

نویسنده معتقد است شرکت‌های فناوری از همان ابتدا می‌دانستند که اجرای دقیق قوانین کپی‌رایت می‌تواند فعالیت تجاری آن‌ها را با مشکل مواجه کند. او در این زمینه به اظهارات مارک اندریسن در سال ۲۰۲۳ اشاره می‌کند که گفته بود اجرای مقررات کپی‌رایت می‌تواند صنعت هوش مصنوعی را از بین ببرد. به باور کِرَب‌اَپِل، شرکت‌های فناوری در عین حال تلاش کرده‌اند استفاده از هوش مصنوعی را به‌عنوان مسیری اجتناب‌ناپذیر معرفی کنند تا رسانه‌ها و صنایع خلاق پیش از مقاومت جدی، پذیرش این فناوری را بپذیرند.

او همچنین توضیح می‌دهد که به همراه ماریسا مازریا کاتز، روزنامه‌نگار، نامه‌ای سرگشاده برای جلوگیری از استفاده از تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی در تحریریه‌ها منتشر کرده‌اند؛ نامه‌ای که هزاران نفر آن را امضا کردند.

در همین حال، هنرمندانی از جمله سارا اندرسن، کلی مک‌کرنان و کارلا اورتیز از شرکت‌های میدجرنی و استبیلیتی اِی‌آی شکایت کرده‌اند. آن‌ها مدعی‌اند که حقوق میلیون‌ها هنرمند نقض شده است. این پرونده همچنان در جریان است.

به نوشته کِرَب‌اَپِل، پیامدهای اقتصادی گسترش هوش مصنوعی مولد اکنون نمایان شده است. بسیاری از تصویرگران شغل خود را از دست داده‌اند و فرصت‌های شغلی ابتدایی که پیش‌تر به هنرمندان جوان امکان می‌داد تجربه کسب کنند و مسیر حرفه‌ای خود را آغاز کنند، کاهش یافته یا از بین رفته‌اند.

او معتقد است کیفیت پایین بسیاری از آثار تولیدشده با هوش مصنوعی نیز مانع این روند نشده است؛ زیرا هدف اقتصادی این فناوری، کاهش وابستگی به نیروی انسانی و در نهایت جایگزین کردن آن است.

این مقاله برای توضیح مقاومت هنرمندان در برابر چنین تحولاتی، به جنبش لادایت‌ها در بریتانیا در قرن نوزدهم اشاره می‌کند. برخلاف تصویر رایجی که آن‌ها را مخالفانی ناآگاه از فناوری معرفی می‌کند، نویسنده لادایت‌ها را صنعتگران ماهری می‌داند که در برابر نظام صنعتی‌ای ایستادند که شغل و شیوه زندگی آن‌ها را تهدید می‌کرد.

از نگاه نویسنده، مسئله به حوزه هنر محدود نمی‌شود. او هوش مصنوعی مولد را صنعتی توصیف می‌کند که برای توسعه خود نه‌تنها از آثار خلاقانه، بلکه از انرژی، مواد معدنی، زمین، فرهنگ، آموزش و حتی تخیل انسان نیز بهره می‌گیرد.

نتیجه‌گیری مقاله بدبینانه است: به باور کِرَب‌اَپِل، اگر هنرمندان و دیگر گروه‌های اجتماعی نتوانند در برابر این الگوی توسعه سازمان‌یافته مقاومت کنند، پیامدهای آن تنها به از دست رفتن مشاغل خلاق محدود نخواهد ماند؛ بلکه می‌تواند به شکل‌گیری جهانی منجر شود که در آن نقش کار انسانی کاهش یافته، اجتماعات واقعی تضعیف شده و فرهنگ بیش از پیش به محصولاتی ساختگی و ماشینی وابسته است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا