قفل نقدینگی بر درگاه بیمههای تکمیلی
افق و اقتصاد از بحران پنهان در صنعت بیمه گزارش میدهد

سکینه مهرائی
در حالی که پیشخوان داروخانهها و مراکز درمانی به صحنه نبرد بیماران با هزینههای کمرشکن تبدیل شده است، در پشت پرده این کلاف سردرگم، بحرانی ریشهدارتر در جریان است که کمتر به آن پرداخته میشود. اگرچه همیشه انگشت اتهام به سوی شرکتهای بیمه بابت تأخیر در پرداخت مطالبات مراکز درمانی نشانه میرود، اما واقعیت تلخ این است که بازوی مالی صنعت بیمه، خود درگیر «بدحسابی» مزمن بیمهگزارانی است که با وجود دریافت خدمات، از پرداخت حقبیمه سرباز میزنند.
به گزارش پایگاه خبری افق و اقتصاد، عیار واقعی بیمههای تکمیلی تنها در روزهای بحران مشخص نمیشود، بلکه پایداری آنها به جریانی مستمر از نقدینگی وابسته است که این روزها به دلیل اهمال سازمانها و ارگانهای طرف قرارداد، به بنبست رسیده است. گزارشها حاکی از آن است که بسیاری از شرکتها و نهادهای بزرگ، با وجود انعقاد قراردادهای سنگین بیمه تکمیلی برای پرسنل خود، در پرداخت اقساط حقبیمه ماهها تأخیر دارند. این تأخیرها نه یک اتفاق تصادفی، بلکه تبدیل به روالی شده است که شرکت بیمه را پس از ماهها پیگیری و مکاتبات بینتیجه، ناگزیر به استفاده از آخرین ابزار فشاری خود یعنی «قطع سیستم» میکند.
شوک قطع سامانه و گروگانگیری سلامت
قطع دسترسی بیمار به سامانه بیمه در مراکز درمانی، تلخترین پرده از نمایش بدحسابی بیمهگزاران است. شرکت بیمهگر که ماهیت فعالیتش بر اساس محاسبات اکچوئری و گردش نقدینگی است، نمیتواند تا ابد هزینه درمانی بیمهشدهای را بپردازد که حقبیمهاش توسط کارفرما یا سازمان مربوطه حبس شده است. پس از ماهها نامهنگاری و هشدارهای اداری، زمانی که شرکت بیمه متوجه میشود بیمهگزار قصدی برای تسویه بدهی ندارد، ناچار به تعلیق خدمات میشود.
در این میان، بیمار یا همان کارمند بیچاره که حقبیمه از فیش حقوقیاش کسر شده اما به حساب شرکت بیمه نرفته است، قربانی اول و آخر است. این قطع سیستم، نه یک اقدام داوطلبانه از سوی بیمهگر، بلکه واکنشی از سر ناچاری برای صیانت از حقوق سایر بیمهشدگان و بقای اقتصادی شرکت است. اما نکته اینجاست که حتی وقتی کار به این نقطه باریک میرسد و بیمهگزار تحت فشارِ اعتراضات پرسنلی، بخشی از بدهی را تزریق میکند، دیگر نوشدارو پس از مرگ سهراب است.
نقدینگی که باید ماهها پیش صرف تسویه با مراکز درمانی میشد، حالا زمانی به کالبد شرکت بیمه تزریق میشود که ارزش ریالی آن بر اثر تورم سقوط کرده و زنجیره اعتماد با داروخانهها و بیمارستانها از هم گسسته است.
فلج شدن خدمات در سایه تزریق قطرهچکانی بدهیها
باید به صراحت گفت زمانی که کل پول به موقع به شرکت بیمه تزریق نمیشود، انتظار «خدمات خوب» یک انتظار عبث و غیرکارشناسی است. شرکت بیمهای که پورتفوی آن با بدهیهای معوق سنگین انباشته شده، عملاً قدرت چانهزنی خود را با مراکز درمانی از دست میدهد. وقتی مراکز ارائهدهنده خدمت، از دریافت به موقع مبالغ خود ناامید میشوند، از پذیرش آنلاین اسناد خودداری کرده و بیمار را به سمت پرداخت نقدی و دریافت خسارت فیزیکی سوق میدهند.
ریشه این ناکارآمدی تنها در سوءمدیریت شرکتهای بیمه نیست، بلکه در نبود ضمانتهای اجرایی برای پرداخت حقبیمه توسط سازمانهاست. وقتی یک سازمان بزرگ، حقبیمه تکمیلی کارکنانش را به عنوان نقدینگی دمدستی برای هزینههای جاری خود خرج میکند، در واقع در حال تخریب امنیت روانی و سلامت نیروی کار خود است. همگرایی پایدار در نظام سلامت زمانی شکل میگیرد که بیمهگزار بداند پرداخت حقبیمه، یک تعهد اخلاقی و قانونی است که تخطی از آن، کل زنجیره درمان را فلج میکند. تا زمانی که شرکتهای بیمه ناچار باشند برای دریافت حق قانونی خود دست به انتحار و قطع سیستم بزنند، چتر بیمه تکمیلی در روزهای بارانی بحران، همچنان سوراخ و ناکارآمد باقی خواهد ماند. این چرخه معیوب که در آن بیمهگزار پول نمیدهد، بیمهگر فلج میشود و بیمار زجر میکشد، تنها با شفافیت مالی و برخورد نظارتی قاطع با سازمانهای بدحساب شکسته خواهد شد.




