فرار از تابلو

زهرا افشاری
بورس تهران هفته را با یک عقبنشینی سنگین آغاز کرد، افتی که نه فقط شاخص کل، بلکه فضای روانی بازار را هم درگیر کرد. در نخستین روز معاملاتی هفته، شاخص کل بیش از ۱۲۰ هزار واحد پایین آمد و تا سطح ۴ میلیون و ۷۷۳ هزار واحد عقب نشست، ریزشی که آن را به یکی از منفیترین شروعهای بازار در ماههای اخیر تبدیل کرد. همزمان شاخص هموزن نیز حدود ۲۴ هزار واحد افت کرد تا روشن شود فشار فروش تنها متوجه چند سهم بزرگ و شاخصساز نبوده و بدنه اصلی بازار نیز زیر بار عرضه سنگین قرار گرفته است.
به گزارش پایگاه خبری افق و اقتصاد، از همان دقایق ابتدایی معاملات، سمت عرضه کاملا دست بالا را داشت. در بسیاری از نمادها صف فروش شکل گرفت و برخلاف برخی روزهای قبل، نشانی از تقاضای موثر برای جمع کردن این صفها دیده نشد. نتیجه این وضعیت آن بود که در پایان بازار، حدود ۸۵ درصد نمادها در محدوده منفی قرار گرفتند، آماری که به خوبی از فراگیری ریزش و کاهش محسوس میل به ریسک در میان سهامداران خبر میدهد.
عامل اصلی این فشار، بیش از هر چیز به بیرون از بازار سرمایه بازمیگردد. تشدید تنشهای سیاسی و نظامی در روزهای پایانی هفته، سطح نااطمینانی را بالا برد و باعث شد معاملهگران بیش از آنکه به گزارشهای مالی و متغیرهای بنیادی شرکتها توجه کنند، به فکر حفظ اصل سرمایه خود باشند. در چنین فضایی، بورس معمولا نخستین بازاری است که واکنش نشان میدهد، زیرا سهام بیش از بسیاری از داراییها در معرض موجهای روانی و انتظارات منفی قرار دارد.
همزمان با افزایش ریسکهای سیستماتیک، بخشی از نقدینگی از بازار سهام خارج شد و به سمت گزینههایی رفت که در ذهن سرمایهگذاران پناهگاه امنتری محسوب میشوند. رشد جذابیت دلار، طلا و صندوقهای مبتنی بر طلا، این جابهجایی سرمایه را تشدید کرد. به بیان ساده، در شرایطی که آینده سیاسی و امنیتی مبهمتر میشود، بسیاری از سرمایهگذاران ترجیح میدهند داراییهایی را انتخاب کنند که هم نقدشوندگی بالاتری دارند و هم در برابر تکانههای ناگهانی، آسیبپذیری کمتری نشان میدهند.
رفتار شنبه بازار نیز دقیقا با همین منطق قابل توضیح است. در وضعیت «گریز از ریسک»، حتی اگر تغییری در سودآوری شرکتها رخ نداده باشد، سهامداران باز هم به فروش تمایل پیدا میکنند. تجربه سالهای گذشته هم بارها نشان داده هر زمان تنشهای ژئوپلیتیکی افزایش یافته، بورس تهران سریعتر از سایر بازارها واکنش منفی نشان داده است. این بار نیز متغیرهای سیاسی عملا بر همه عوامل بنیادی سایه انداختند.
نکته قابل توجه دیگر، غیبت نسبی بازیگران حمایتی بود. بسیاری از فعالان بازار انتظار داشتند صندوقهای تثبیت و توسعه بازار سرمایه یا حقوقیهای بزرگ، برای کنترل هیجان فروش و بازگرداندن آرامش وارد میدان شوند. اما روند معاملات نشان داد حمایت موثری صورت نگرفته و صفهای فروش تا پایان پابرجا ماندهاند. همین بیعملی، به انتظارات منفی معاملهگران دامن زد و فضای ترس را عمیقتر کرد.
اگرچه در پایان روز بیش از ۳۱۸ هزار معامله به ثبت رسید و ارزش دادوستدها از ۲۰ هزار میلیارد تومان فراتر رفت، اما این ارقام به معنای بازگشت پول تازه به بازار نبود. ترکیب معاملات نشان میدهد بخش مهمی از این گردش مالی در بستر خروج سرمایه و افزایش عرضه شکل گرفته است. بنابراین بالا بودن ارزش معاملات را نمیتوان نشانهای از بهبود شرایط دانست.
در مجموع، بورس تهران فعلا بیش از آنکه با منطق سودآوری شرکتها حرکت کند، اسیر ریسکهای سیاسی و امنیتی شده است. تا زمانی که از شدت ابهامها کاسته نشود و نشانهای از ثبات در فضای بیرونی و حمایت موثر در درون بازار دیده نشود، احتیاط معاملهگران ادامه خواهد داشت. البته اگر سطح تنشها فروکش کند، بخشی از این ریزش میتواند هیجانی ارزیابی شود و زمینه برای بازگشت تدریجی تقاضا فراهم شود. اما در شرایط کنونی، بازار سهام همچنان در محاصره ریسک حرکت میکند.




