بهشت سوداگران در تله شوکدرمانی
فرشاد مؤمنی: سیاستهای اقتصادی فعلی، ایران را به بازیچه دست دلالان و مافیا تبدیل کرده است
پایگاه خبری افق و اقتصاد – فرشاد مؤمنی با انتقاد از تداوم سیاستهای شوکدرمانی و صنعتزدایی، هشدار داد که اقتصاد ایران زیر سایه رانت، بیشفافیتی و بیتوجهی به تولید، بیش از هر زمان دیگری به نفع سوداگران و به زیان مردم عمل میکند.
به گزارش پایگاه خبری افق و اقتصاد، سیاستهای اقتصادی در ایران به نقطهای حساس رسیده است، جایی که به جای تقویت بنیه تولید ملی، چرخدندههای صنعتزدایی با شتاب در حال چرخیدن هستند. فرشاد مؤمنی، اقتصاددان و استاد دانشگاه، در نشستی که با موضوع بازخوانی آرمانهای مشروطیت و دیدگاههای دکتر مصدق در «مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد» برگزار شد، با نگاهی به کارنامه تاریخی مدیریت اقتصادی کشور، نسبت به استمرار سیاستهای شوکدرمانی هشدار داد. به اعتقاد او، این رویکرد نه تنها منجر به بهبود اوضاع نشده، بلکه ایران را به جولانگاه رانتخواران و دلالان تبدیل کرده است.
شوکدرمانی و فلج فکری در اتاقهای فرمان
مؤمنی بر این باور است که اتکای بیش از حد به سیاستهای شوکدرمانی – یعنی تغییرات ناگهانی و غیرکارشناسی در قیمتهای کلیدی نظیر ارز، حاملهای انرژی و نرخ بهره – نوعی «فلج فکری» در بدنه تصمیمگیر ایجاد کرده است. او معتقد است شوکهای پیاپی، قوه عاقله اداره کشور را دچار سرگشتگی کرده و به جای اینکه دولت روی تقویت تولید ملی متمرکز شود، عملاً به ابزاری برای تسهیل واردات و خروج سرمایه تبدیل شده است.
این اقتصاددان با اشاره به تجربههای جهانی تأکید میکند که در ادبیات توسعه، شوک برای سیاستگذار به معنای از دست دادن جهت است. وقتی ساختار سیاسی به جای حل ریشهای مشکلات تولیدکنندگان، تمام انرژی خود را صرف آزادسازی قیمتها میکند، در عمل سفره مردم را کوچکتر کرده و فضا را برای جولان دادن گروههایی فراهم میکند که هیچ تعلق خاطری به تولید ملی ندارند.
تاریخ، چراغ راه یا نادیده گرفتهشده؟
مؤمنی با ارجاع به جنبش مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت، معتقد است درسهای تاریخی ما فراموش شدهاند. او یادآور میشود که در آن دوران، بلوغ فکری رهبران مشروطه و شخصیتهایی نظیر دکتر مصدق، بر «استقلال اقتصادی» به عنوان ستون فقرات استقلال سیاسی تأکید داشت. او میگوید: «مشروطه، استبداد را لرزاند و دولت مدرن را بر پایه پاسخگویی به مردم بنا کرد، نه بر پایه استبداد مطلقه.»
او با انتقاد از روایتهای تحریفشده، سرآغاز دولت مدرن در ایران را انقلاب مشروطه میداند و نه دوران رضاشاه. از نظر وی، بسیاری از زیرساختهای مدرن کشور، پیش از حکومت پهلوی اول پیریزی شده بودند. آنچه در مشروطه اتفاق افتاد، تولد حس مدرن استقلالخواهی بود؛ حسی که امروز در میان هیاهوی دوقطبیهای کاذب گم شده است.
پیوند نامبارک تولید معیشتی و وابستگی
یکی از تحلیلهای کلیدی این استاد اقتصاد، پیوند میان «تولید معیشتی» و «وابستگی ذلتبار» است. وی با استناد به کتاب «تاریخ اقتصادی خاورمیانه» چارلز عیسوی، هشدار میدهد که وقتی ساختار تولید به سمت تولیدات کمبازده و فرسایشی میرود و امکان بهرهگیری از دانش نوین فنی در آن نیست، کشور ناگزیر به وابستگی به قدرتهای خارجی برای تأمین نیازهای اولیه خود میشود.
مؤمنی تصریح میکند که در برنامه منحط «تعدیل ساختاری»، قیمتها به جای اینکه علامتدهنده رشد تولید باشند، به ابزاری برای به حاشیه راندن تولیدکننده تبدیل شدهاند. او میپرسد: «چگونه میتوان در شرایط جنگی، واردات کالاهای لوکس و مصرفی را بر نیازهای حیاتی کشور مقدم شمرد؟» این همان تناقضی است که در قلب سیاستهای فعلی جای گرفته و نتیجهاش چیزی جز تعمیق فقر و خروج سرمایه نیست.
بهشت مافیا در غیاب شفافیت
مهمترین کانون نزاعهای رانتی در ایران، به زعم مؤمنی، دلارهای خامفروشانه است. او با مقایسه دوران جنگ و اوایل انقلاب با شرایط فعلی، از «شفافیت حداکثری» در تخصیص دلارهای نفتی در دهه ۶۰ یاد میکند و آن را با وضعیت فعلی مقایسه میکند که در آن، نحوه تخصیص ارز و منابع بهشدت غیرشفاف شده است.
نتیجه این عدم شفافیت، ایجاد «کمیابی مصنوعی» است. به گفته وی، کالا در بازار وجود دارد، اما قدرت خرید مردم به واسطه سیاستهای تورمزا و نابرابریهای ساختاری به قدری کاهش یافته که آنها را دچار قحطیزدگی کرده است. این وضعیت، بهشت رباخواران، دلالان و وارداتچیهایی است که علایق تولیدی ندارند و سودهای کلان خود را یا صرف مصارف لوکس میکنند و یا از کشور خارج میسازند.
بازگشت به مردم و تولید فناورانه
مؤمنی برای برونرفت از این وضعیت بحرانی، دو راهکار فوری پیشنهاد میدهد:
۱. حل ریشهای مشکلات تولیدکنندگان: نه با شعار، بلکه با رفع موانع ساختاری و حمایت از تولید دانشبنیان.
۲. بازنگری در ساختار هزینههای دولت: قطع هزینههای غیرضروری و تجملی به جای صرفهجویی در آموزش، بهداشت و سلامت مردم.
او تأکید میکند که سیاست «موازنه منفی» دکتر مصدق، امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز کشور است. به این معنا که ایران نباید در پی جلب رضایت هیچ قدرت خارجی با دادن امتیازات غیرعادی باشد، بلکه باید شاقول تنظیم روابط خارجیاش را بر پایه «منافع ملی» قرار دهد.
هشداری برای آینده
گزارشهای رسمی مرکز آمار که به حذف ۶۳۰ هزار شغل صنعتی در بهار امسال اشاره دارند، از نظر مؤمنی یک «فاجعه ملی» است. او با تعجب میپرسد که چگونه دولتمردان در برابر چنین خبری که نشاندهنده صنعتزدایی بیسابقه است، سکوت کردهاند؟ او هشدار میدهد که با ادامه این مسیر و نادیده گرفتن دردهای بازنشستگان، معلمان و تولیدکنندگان، وضعیت کشور روز به روز پیچیدهتر خواهد شد.
به گفته فرشاد مؤمنی بقای ایران در گرو پیوند دوباره با بدنه اجتماعی و ارتقای توان تولید فناورانه است. نه شوکدرمانی و نه دلبستن به دلالان، هیچکدام راه نجات نیستند. راه نجات، استقلال فکری و هنجاری در تصمیمگیریهای کلان کشور است.



