تغییر نقشه بازی برای کسب‌وکارها در شرایط جنگی

پایگاه خبری افق و اقتصاد – وقتی جنگ نه با بمب، بلکه با از بین بردن اعتماد و قدرت تصمیم‌گیری آغاز می‌شود، انتخاب میان «ماندن یا رفتن» دیگر یک تصمیم ساده نیست. اکنون زمان آن رسیده که کسب‌وکارها از مدل‌های سنتی عبور کرده و با بازتعریف مفهوم بقا، نقشه بازی خود را برای حفظ سرمایه و انسان در بحران تغییر دهند.

به گزارش پایگاه خبری افق و اقتصاد، در شرایط ناپایداری که جنگ و بحران‌های محیطی، سیستم‌های عصبی سازمان‌ها را پیش از ساختارهای فیزیکی هدف قرار می‌دهند، بحث «ماندن یا رفتن» دیگر یک انتخاب ساده میان دو مسیر نیست، بلکه چالش بازتعریف هویت و توان تصمیم‌گیری است. احسان چیت‌ساز، معاون سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی وزارت ارتباطات، در نشست تخصصی نمایشگاه اینوتکس ۲۰۲۶، با نگاهی عمیق به آثار روان‌شناختی و مدیریتی بحران، رویکردی نو برای حفظ تاب‌آوری بنگاه‌های اقتصادی مطرح کرد.

وی با اشاره به اینکه جنگ اغلب با ضربه زدن به جریان اطلاعات و توان تصمیم‌گیری مدیران آغاز می‌شود، تأکید کرد که در شرایط بحرانی، نباید انتخاب‌های افراد و کسب‌وکارها را با قضاوت‌های ساده بررسی کرد. از نظر وی، «ماندن» تنها به معنای حضور فیزیکی در یک نقطه جغرافیایی نیست، بلکه به معنای «ماندن در مسئولیت» و حفظ سه رکن اصلی یعنی انسان، اعتماد و قابلیت خلق ارزش است. وی با نگاهی راهگشا بیان کرد: «ماندن یعنی ریشه‌دار بودن، نه زنجیر شدن»؛ به این معنا که جابه‌جایی بخشی از عملیات یا انتقال موقت داده‌ها برای حفظ جان کارکنان، به معنای ترک کسب‌وکار نیست، بلکه راهکاری برای خریدن فرصت جهت اتخاذ تصمیمات بهتر است.

چیت‌ساز در تحلیل آسیب‌های ناشی از بحران، به یافته‌های بانک جهانی اشاره کرد و هشدار داد که بسیاری از بنگاه‌ها با وجود حفظ ظاهر صورت‌های مالی، در واقع ظرفیت تولید و مهارت‌های خود را از دست داده و در حال کوچک شدن هستند. او تأکید کرد که تاب‌آوری، محصولی نیست که یک شرکت به تنهایی بتواند آن را تولید کند، بلکه محصول یک «شبکه» است. در واقع، هیچ بنگاهی نمی‌تواند به تنهایی امنیت زنجیره تأمین، پرداخت و ارتباطات خود را تضمین کند و این ضرورت، همکاری میان تشکل‌های کسب‌وکار را برای ایجاد زیرساخت‌های مشترک اضطراری دوچندان می‌کند.

در بخش عملیاتی، معاون وزیر ارتباطات چهار تعهد کلیدی را برای تقویت تاب‌آوری بنگاه‌ها برشمرد. نخستین اولویت، «جان پیش از جریان» است؛ یعنی هیچ برنامه تداومی نباید امنیت جانی کارکنان را فدای استمرار فعالیت کند. دومین تعهد، «مرحله‌ای کردن تصمیمات» است که بر مدیریت ۷۲ ساعت نخست (حفظ جان و نقدینگی) تا بازطراحی ۹۰ روزه (بازسازی بازار و تیم) تأکید دارد. سومین تعهد، گذار از «توهم تاب‌آوری انفرادی» به سمت مدیریت شبکه‌ای است و چهارمین تعهد، پذیرش مسئولیت از سوی سیاست‌گذاران است.

وی با رویکردی واقع‌بینانه تصریح کرد که نمی‌توان از کارآفرین خواست در شرایط نااطمینانی مطلق بماند، مگر اینکه دولت و سیاست‌گذار با کاهش ریسک‌های محیطی، از جمله تأمین انرژی پایدار، اینترنت قابل اتکا و مقررات پیش‌بینی‌پذیر، شرایط را برای «ماندنِ عقلانی و باکرامت» فراهم کند. در نهایت، وی با پیشنهاد تهیه برنامه‌های تداوم فعالیت یک‌صفحه‌ای و اجرای مانورهای واقعی، خواستار تبدیل اضطراب به اختیار شد تا در نهایت، حتی در سخت‌ترین شرایط، توان تصمیم‌گیری از مدیران و سازمان‌ها گرفته نشود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا