صنعت در غبار انتظار

اکرم رضائی نژاد
برای صنعت ایران، واژه بحران مفهومی بیگانه یا ناگهانی نیست. نزدیک به نیم قرن است که چرخهای تولید در این سرزمین، تحت فشار سنگینترین محدودیتهای بینالمللی چرخیدهاند. اکنون که در وضعیت غبارآلود نه جنگ و نه صلح، پس از تنشهای اخیر به سر میبریم، آنچه بدنه تولید را سرپا نگه داشته، نه واردات لحظهآخری، بلکه میراثی است که از ۴۷ سال تحریم به جای مانده است: «نهضت قطعهسازی و بازسازی تجهیزات». این رویکرد دیگر یک انتخاب از سر ناچاری نیست، بلکه به بخشی از استراتژی کلان بقا در اقتصاد ملی تبدیل شده است.
به گزارش پایگاه خبری افق و اقتصاد، در حالی که بسیاری از کشورهای در حال توسعه، رشد صنعتی خود را بر پایه تعاملات آزاد و خرید تکنولوژیهای آماده بنا کردهاند، ایران به دلیل دههها انسداد مالی و تجاری، مسیری متفاوت را پیموده است. کارخانههایی که در دهههای گذشته با تکنولوژی غربی بنا شده بودند، به جای آنکه در هر دهه با مدلهای جدید جایگزین شوند، با تکیه بر دانش فنی داخلی بازسازی و بهروزرسانی شدهاند. این تجربه ۴۷ ساله باعث شده است که امروز، در میانه بلاتکلیفیهای سیاسی، صنعتگران ایرانی با تکیه بر مدلهای بومی، شوکهای ناشی از عدم قطعیت را مهار کنند.
از مهندسی معکوس تا بلوغ در طراحی بومی
داستان قطعهسازی در ایران، روایت تطور از یک کپیکار ساده به یک طراح استراتژیک است. در سالهای نخستین تحریم، تلاشها تنها معطوف به ساخت نمونههای مشابه قطعات مصرفی بود تا خطوط تولید متوقف نشوند. اما با گذشت زمان، این نیاز مکرر باعث شکلگیری لایههای عمیقی از دانش متالورژی و مکانیک در کشور شد. امروز مهندسان داخلی نه تنها قطعه را میسازند، بلکه با شناسایی نقاط ضعف نمونههای اصلی، آنها را برای استفاده در اقلیم و شرایط عملیاتی خاص ایران بهینه میکنند.
این بلوغ فنی باعث شده است که در شرایط فعلی، وقتی تأمینکنندگان خارجی به دلیل ریسکهای جنگ از ارسال تجهیزات خودداری میکنند، لرزهای بر اندام صنایع مادر نمیافتد. از توربینهای نیروگاهی گرفته تا کمپرسورهای پیچیده پتروشیمی، همگی امروز شناسنامهای ایرانی یافتهاند. این فرآیند علاوه بر صرفهجویی ارزی خیرهکننده، به نوعی امنیت روانی در بخش تولید منجر شده است. مدیران صنعتی آموختهاند که کلید استمرار تولید، در کارگاههای مهندسی معکوسِ شهرکهای صنعتی داخلی نهفته است.
میراث تجربی نسلی که با تحریم بزرگ شد
یکی از مهمترین جنبههای اجتماعی این وضعیت، ظهور نسلی از متخصصان است که تمام عمر کاری خود را در فضای تحریم سپری کردهاند. این نیروهای انسانی، برخلاف همتایان خود در کشورهای توسعهیافته، با فرهنگ تعویض غریبهاند و با فرهنگ تعمیر و نگهداری عجین شدهاند. برای یک مهندس ایرانی، فرسودگی ماشینآلات به معنای پایان عمر آنها نیست، بلکه به معنای آغاز یک پروژه بازسازی جدید است. این نگاه تخصصی، ثروتی است که موتور محرک صنعت در روزهای سخت محسوب میشود.
در فضای نه جنگ و نه صلح کنونی، این شبکه مویرگی از قطعهسازان کوچک و متوسط هستند که به عنوان ضربهگیر عمل میکنند. آنها با انعطافپذیری بالا، نیازهای فوری صنایع بزرگ را پوشش میدهند و مانع از توقف چرخهای اقتصادی میشوند. پیوند میان این کارگاههای تخصصی و غولهای صنعتی، مدلی از اقتصاد مقاومتیِ واقعی را به نمایش گذاشته است که ریشه در تجربه ۴۷ ساله دارد. این مدل ثابت کرده است که حتی در شدیدترین حالتهای انزوا، دانش فنی بومی میتواند راهی برای عبور از بنبستهای تجاری بیابد.
به هرحال، صنعت ایران از مرحله بقا عبور کرده و به مرحله پایداری رسیده است. اگرچه تحریمها هزینههای تمامشده تولید را افزایش داده، اما در مقابل، یک ساختار صنعتی خوداتکا ساخته است که در برابر تکانههای سیاسی بسیار مقاوم است. چالش امروز، تبدیل این نبوغ دفاعی به یک قدرت اقتصادی در حوزه خدمات فنی و مهندسی است. میراث ۴۷ ساله تحریم، کورهای بوده است که فولاد صنعت ایران را آبدیده کرده تا در روزهای سخت بلاتکلیفی، همچنان استوار بماند.





میراث مردمی که با تحریم ذره ذره موردند و بدبخت بیچاره مردمی که هر روز در صف گرانی پیر تر میشوند و بیصدا تر میشوند ، مرگ بر آمریکا ، مرگ بر اسرائیل ، مرگ بر منافقین و صدام ، مرگ بر وطن فروش خائن ، ببینید ما هم از شماییم ، همه چیز بلدیم به همشون هم فوش میدیم ، ولی گرانی و تورم بیش از سیصد درصد شده است هاااا
شما از سوپر مارکت یا فروشگاه خرید نمیکنید ؟ شما از فروشگاه ارزان قیمت های دولت خرید میکنید ؟
واای بر گرانی سیصد درصد!!!!!