پساجنگ و فرصت کریدوری ایران

چگونه ترانزیت می‌تواند موتور رشد اقتصاد پساجنگ شود؟

فاطمه عریضی

پژوهشگر اقتصادی

جنگ فقط به دنبال تخریب زیرساخت‌ها نیست، بلکه می‌تواند مسیرهای تجارت، سرمایه‌گذاری و تعاملات اقتصادی کشورها را نیز تغییر دهد. به همین دلیل، پایان هر جنگ را باید آغاز مرحله‌ای تازه دانست که در آن کشورها برای بازسازی اقتصاد خود، به دنبال منابع جدید رشد و بازتعریف جایگاه خود در اقتصاد منطقه‌ای و جهانی هستند.

تجربه اقتصادهای پساجنگ نشان می‌دهد بازگشت به مسیر توسعه به توانایی کشورها برای اتصال دوباره به شبکه‌های تجارت و جذب جریان‌های سرمایه و کالا وابسته است. در چنین شرایطی، پرسش محوری پیش روی اقتصاد ایران این است که کدام ظرفیت می‌تواند فراتر از جبران خسارت‌ها، زمینه یک جهش اقتصادی را فراهم کند.

در میان ظرفیت‌های موجود، ترانزیت جایگاهی متفاوت دارد؛ زیرا برخلاف بسیاری از بخش‌های اقتصادی که برای احیا به سرمایه‌گذاری‌های سنگین و زمان طولانی نیاز دارند، ترانزیت بر یک مزیت موجود یعنی موقعیت جغرافیایی ایران تکیه دارد. قرار گرفتن ایران در نقطه اتصال آسیای مرکزی، قفقاز، شبه‌قاره هند، خلیج فارس و اروپا، در کنار هم‌مرزی با ۱۵ کشور، ظرفیتی ایجاد کرده که می‌تواند کشور را به یکی از حلقه‌های مهم زنجیره تجارت منطقه تبدیل کند. از همین رو، اقتصاد پساجنگ باید جغرافیای ایران را نه صرفاً یک ویژگی طبیعی، بلکه یک دارایی اقتصادی تلقی کند.

ترانزیت؛ نقطه آغاز بازسازی اقتصاد

اقتصاد پساجنگ ایران همزمان با سه نیاز اساسی مواجه خواهد بود:

  • تأمین منابع ارزی
  • ایجاد اشتغال
  • بازگرداندن رونق به بخش‌های مولد

در چنین شرایطی، ترانزیت می‌تواند یکی از سریع‌ترین مسیرهای ایجاد درآمد و فعال‌سازی ظرفیت‌های اقتصادی باشد. توسعه این بخش علاوه بر درآمد مستقیم حاصل از حمل‌ونقل، می‌تواند مجموعه‌ای از فعالیت‌های وابسته مانند خدمات لجستیکی، تعمیر و نگهداری، صنایع مرتبط با حمل‌ونقل، بنادر، راه‌آهن و گمرک را نیز فعال کند و به یکی از پیشران‌های اقتصاد پساجنگ تبدیل شود.

برآوردها نشان می‌دهد ظرفیت ترانزیتی کشور بیش از ۸۰ میلیون تن در سال است، اما میزان ترانزیت انجام‌شده در سال گذشته حدود ۲۰ میلیون تن بوده است. فعال شدن کامل این ظرفیت می‌تواند سالانه نزدیک به ۸ میلیارد دلار درآمد ارزی برای کشور ایجاد کند. این ارقام نشان می‌دهد مسئله اصلی، ناتوانی در تبدیل این مزیت به ارزش اقتصادی است.

از سوی دیگر، تحولات سال‌های اخیر حاکی از آن است که رقابت اقتصادی کشورها به رقابت بر سر کریدورهای حمل‌ونقل تبدیل شده است. کشورهایی که بتوانند در شبکه کریدورهای جهانی جایگاه مؤثری ایجاد کنند، نه‌تنها درآمدهای ترانزیتی کسب می‌کنند، بلکه از مزایای سیاسی و اقتصادی اتصال به بازارهای بزرگ نیز بهره‌مند می‌شوند.

کشورهای منطقه با سرمایه‌گذاری گسترده در توسعه بنادر، خطوط ریلی و مراکز لجستیکی، در تلاش‌اند سهم بیشتری از جریان تجارت میان شرق و غرب را به خود اختصاص دهند. در چنین شرایطی، اگر ایران نتواند جایگاه خود را در این شبکه تثبیت کند، بخشی از مزیت ژئوپلیتیکی آن به تدریج به مسیرهای رقیب منتقل خواهد شد.

تبدیل مزیت جغرافیایی به مزیت اقتصادی

اگر ترانزیت قرار است به موتور رشد اقتصاد پساجنگ تبدیل شود، اتصال ایران به شبکه‌های بزرگ تجارت منطقه‌ای اهمیت تعیین‌کننده‌ای خواهد داشت. در این میان، ابتکار کمربند و راه چین را باید یکی از مهم‌ترین بسترهایی دانست که می‌تواند موقعیت جغرافیایی ایران را به یک فرصت اقتصادی تبدیل کند.

این طرح که از سال ۲۰۱۳ با هدف توسعه شبکه‌های حمل‌ونقل زمینی و دریایی میان آسیا، اروپا و آفریقا آغاز شد، امروز یکی از مهم‌ترین پروژه‌های اتصال منطقه‌ای جهان به شمار می‌رود. برای ایران، اهمیت این ابتکار در آن است که کشور می‌تواند جایگاه تاریخی خود در مسیر جاده ابریشم را با الزامات اقتصاد امروز پیوند بزند.

با این حال، بهره‌گیری از این فرصت تنها با اعلام مواضع سیاسی امکان‌پذیر نیست و به تکمیل زیرساخت‌هایی نیاز دارد که ایران را به حلقه‌ای کارآمد در شبکه حمل‌ونقل منطقه تبدیل کند. راه‌آهن رشت–آستارا، چابهار–زاهدان، محورهای ریلی شرق–غرب و اتصال کرمانشاه به خسروی، اجزای یک راهبرد اقتصادی برای ارتقای جایگاه ایران در زنجیره تجارت بین‌المللی محسوب می‌شوند.

اهمیت این زیرساخت‌ها در جریان جنگ فعلی نیز آشکار شد. هم‌زمان با افزایش فشار بر مسیرهای دریایی، کریدور ریلی چین–ایران توانست بخشی از مبادلات تجاری را حفظ کند. بر اساس گزارش بلومبرگ که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی داشت، تعداد قطارهای باری میان چین و ایران از حدود یک قطار در هفته به یک قطار در هر سه یا چهار روز افزایش یافته است. اگرچه این مسیر از نظر حجم تجارت، جایگزین کامل حمل‌ونقل دریایی نیست، اما تنوع‌بخشی به مسیرهای حمل‌ونقل، یکی از ارکان تاب‌آوری اقتصادی در شرایط بحران محسوب می‌شود.

احیای نقش ژئواکونومیک ایران در پساجنگ

اقتصاد ایران در دوره پساجنگ بیش از هر زمان دیگری به منابع پایدار درآمد ارزی و افزایش پیوند با اقتصاد منطقه‌ای نیاز خواهد داشت. تحقق این هدف نیازمند آن است که ترانزیت از یک پروژه عمرانی محدود، به یک راهبرد اقتصادی ملی تبدیل شود.

این راهبرد باید اصلاح فرآیندهای گمرکی، کاهش زمان توقف کالا در مرزها، توسعه مراکز لجستیکی، جذب سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی و تقویت دیپلماسی اقتصادی را همزمان دنبال کند. بدون چنین نگاهی، حتی تکمیل زیرساخت‌های فیزیکی نیز نمی‌تواند ایران را به جایگاه شایسته خود در کریدورهای بین‌المللی برساند.

باید پذیرفت که رقابت آینده اقتصادها، بیش از آنکه صرفاً بر سر منابع طبیعی باشد، بر سر جایگاه در شبکه‌های تجارت و حمل‌ونقل جهانی شکل خواهد گرفت. ایران از معدود کشورهایی است که این موقعیت را به صورت طبیعی در اختیار دارد؛ اما مزیت جغرافیایی زمانی ارزش اقتصادی پیدا می‌کند که با زیرساخت، حکمرانی کارآمد و دیپلماسی اقتصادی همراه شود.

اگر سیاست‌گذاری‌های دوران پساجنگ بر این سه محور استوار شود، ترانزیت و حضور فعال در ابتکار کمربند و راه می‌تواند نه‌تنها یکی از پیشران‌های رشد اقتصادی کشور باشد، بلکه جایگاه ایران را در ژئواکونومی منطقه نیز بازتعریف کند. در غیر این صورت، مزیتی که امروز در اختیار ایران است، به تدریج در اختیار کریدورهایی قرار خواهد گرفت که با سرعت بیشتری در حال شکل‌گیری و توسعه هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا