برای بحران بعدی گاز، فقط مخزن کافی نیست
گزارش IEA چگونه امنیت گاز را از ذخیرهسازی فیزیکی به سوی انعطاف تجاری و سیاستگذاری چندلایه سوق میدهد؟

پایگاه خبری افق و اقتصاد – دو بحران بزرگ طی پنج سال، بسیاری از پیشفرضهای قدیمی درباره امنیت عرضه گاز را تغییر دادهاند. نخست، بحران ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ و کاهش شدید جریان گاز خط لوله روسیه به اروپا که به جهش کمسابقه قیمتها و بازآرایی تجارت جهانی LNG انجامید؛ و سپس اختلال عرضه LNG از مسیر تنگه هرمز در بحران خاورمیانه ۲۰۲۶ که بار دیگر نشان داد یک شوک منطقهای میتواند در مدت کوتاهی بازار گاز اروپا و آسیا را تحت تأثیر قرار دهد.
به گزارش پایگاه خبری افق و اقتصاد به نقل از چادرملو، آژانس بینالمللی انرژی در گزارش تازه خود با عنوان Gas Reserve Mechanisms and Flexibility Options که ۹ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شد، از همین تجربه برای بازتعریف امنیت گاز استفاده میکند.
پیام مرکزی گزارش روشن است: ذخیره فیزیکی همچنان ضروری است، اما بهتنهایی برای مواجهه با بحرانهای آینده کافی نیست. تابآوری واقعی زمانی شکل میگیرد که ذخایر فیزیکی با انعطاف تجاری، ابزارهای قراردادی و سازوکارهای سیاستی و منطقهای ترکیب شوند.
چرا «پر بودن مخزن» دیگر تعریف کاملی از امنیت گاز نیست؟
ذخیرهسازی زیرزمینی گاز یکی از مهمترین ابزارهای سنتی امنیت عرضه است، اما ظرفیت استفاده از آن در همه کشورها یکسان نیست. محدودیت زمینشناسی، فاصله مخازن از مراکز مصرف، محدودیت خطوط انتقال، سرعت برداشت و تزریق، هزینه سرمایهگذاری و زمان طولانی احداث تأسیسات جدید، باعث میشود توسعه ذخیره فیزیکی برای همه اقتصادها راهحل کافی یا حتی در دسترس نباشد.
IEA علاوه بر ذخیره زیرزمینی، مخازن LNG، واحدهای شناور ذخیرهسازی و بازگازسازی (FSRU)، واحدهای شناور ذخیرهسازی (FSU) و حتی ذخیره LNG روی کشتی را بهعنوان اجزای ممکن سبد ذخیره بررسی میکند. با این حال، تأکید میکند که محدودیتهای فنی، تجاری و جغرافیایی مانع آن است که تنها با افزایش ظرفیت مخزن، همه ریسکهای عرضه پوشش داده شود.
از اینجا مفهوم مهمتری شکل میگیرد: امنیت گاز نه یک دارایی، بلکه یک سیستم است.
سه لایه امنیت گاز
۱. ذخیره فیزیکی
گاز ذخیرهشده در مخازن زیرزمینی، مخازن LNG یا تأسیسات شناور که در زمان بحران امکان برداشت مستقیم از آن وجود دارد.
۲. انعطاف تجاری
قراردادهایی که امکان تغییر مقصد، تغییر حجم، بازتخصیص محموله، سواپ LNG یا دریافت محموله اضافی را در شرایط خاص فراهم میکنند.
۳. سازوکار سیاستی
الزام حداقل ذخیره، ذخایر استراتژیک، Buffer LNG، ترتیبات فرامرزی و سازوکارهای هماهنگ برای آزادسازی ذخایر در شرایط اضطراری.
این سه لایه جایگزین یکدیگر نیستند؛ مکمل یکدیگرند.
انعطاف تجاری؛ ظرفیتی که بدون ساخت مخزن جدید ایجاد میشود
یکی از بخشهای قابل توجه گزارش به انعطاف قراردادهای LNG اختصاص دارد. در شرایط بحران، حتی اگر LNG در بازار جهانی وجود داشته باشد، محدودیتهای قراردادی میتوانند مانع انتقال سریع آن به منطقهای شوند که بیشترین نیاز را دارد. به همین دلیل، IEA افزایش انعطاف در قراردادهای موجود و جدید LNG، توسعه مدلهای تجاری جدید و استفاده گستردهتر از LNG Swap را بخشی از معماری امنیت عرضه میداند.
در سواپ LNG، الزاماً نیازی نیست یک محموله مسیر طولانی خود را تغییر دهد. دو بازیگر میتوانند محمولههای خود را بهصورت قراردادی جابهجا کنند تا هر محموله به مقصدی نزدیکتر یا ضروریتر برسد. نتیجه، کاهش زمان انتقال و افزایش امکان واکنش بازار به بحران است.
این نگاه تفاوت مهمی با رویکرد سنتی دارد: بخشی از «ظرفیت امنیتی» را میتوان نه از طریق ساخت زیرساخت جدید، بلکه از طریق طراحی بهتر قراردادها و بازار ایجاد کرد.
LNG Call Option؛ خرید «حق دسترسی» به گاز اضطراری
یکی از جالبترین ابزارهای بررسیشده در گزارش، قراردادهای LNG Call Option است. در این مدل خریدار برای دریافت قطعی LNG پول پرداخت نمیکند؛ بلکه مبلغی بهعنوان Option Premium میپردازد تا در یک دوره مشخص، حق درخواست محموله LNG را در شرایط از پیش تعیینشده داشته باشد.
در واقع، کشور یا شرکت خریدار برای ظرفیتی هزینه میکند که ممکن است هرگز مجبور به استفاده از آن نشود. همین ویژگی باعث شده IEA آن را به نوعی بیمه امنیت عرضه تشبیه کند.
طبیعتاً چنین بیمهای رایگان نیست. قیمت Option به عواملی مانند مدت قرارداد، قیمت اعمال و نوسان بازار بستگی دارد؛ و در بازارهای بسیار پرنوسان میتواند گران باشد. با این حال، ارزش واقعی آن زمانی مشخص میشود که بازار وارد بحران شده و یافتن LNG در بازار Spot یا بسیار پرهزینه یا حتی غیرممکن باشد.
IEA حتی یک گام جلوتر میرود و امکان تجمیع Call Optionها بین چند خریدار یا چند کشور را مطرح میکند؛ مدلی که میتواند یک Buffer مشترک ایجاد کند و تنها هنگام بحران فعال شود. البته گزارش تصریح میکند که سازوکارهای حاکمیتی، نحوه تقسیم هزینهها و شروط فعالسازی چنین ابزارهایی هنوز نیازمند مطالعه بیشتر است.
Buffer LNG؛ نه ذخیره سنتی، نه خرید Spot
مدل دیگری که IEA به تفصیل بررسی کرده، Buffer LNG است. این سازوکار در کشورهایی مانند ژاپن، سنگاپور و ایرلند با طراحیهای متفاوت توسعه یافته است. هدف مشترک این مدلها آن است که در زمان بحران، دولت یا نهادی مورد حمایت دولت بتواند LNG اضافی را برای مصرفکنندگان اولویتدار در دسترس قرار دهد، بدون اینکه کل ساختار بازار عادی را جایگزین کند.
تجربه ژاپن نمونه قابل توجهی است. این کشور به دلیل نبود خطوط لوله فرامرزی و محدودیت بسیار زیاد ذخیره زیرزمینی، امنیت گاز خود را عمدتاً بر LNG بنا کرده است. در مدل Strategic Buffer LNG، محمولههای LNG در شرایط عادی قابلیت معامله دارند، اما در صورت تشخیص ریسک امنیت عرضه، دولت میتواند آنها را به بازار داخلی هدایت کند. زیان احتمالی این تغییر مسیر نیز از طریق سازوکاری عمومی مدیریت میشود.
سنگاپور مدل متفاوتی دارد. بیش از ۸۵ درصد مصرف گاز این کشور متعلق به بخش تولید برق است و در سال ۲۰۲۴ تقریباً ۹۵ درصد برق آن از گاز تولید شده است. بنابراین امنیت گاز مستقیماً با امنیت برق پیوند دارد. در این کشور، Standby LNG Facility برای اطمینان از دسترسی نیروگاهها به سوخت در شرایط اختلال عرضه طراحی شده و از آوریل ۲۰۲۶ ذخایر فیزیکی Buffer LNG نیز در مخازن موجود نگهداری میشود.
این مثالها نشان میدهد یک مدل واحد برای همه کشورها وجود ندارد.
از ذخیره ملی به ذخیره منطقهای
شاید آیندهنگرانهترین بخش گزارش، بحث درباره ذخایر مشترک و فرامرزی باشد. منطق ساده است: هر کشور لزوماً به اندازه نیاز اضطراری خود زیرساخت ذخیره ندارد؛ اما کشور همسایه ممکن است مخزن، پایانه LNG یا ظرفیت مازاد داشته باشد.
بهجای تکرار پرهزینه زیرساخت در همه کشورها، میتوان تحت ترتیبات مشخص از ظرفیتهای منطقهای استفاده کرد. IEA حتی امکان ذخیره مشترک در تأسیسات بزرگ، ترتیبات Cross-Border Storage، Buffer LNG منطقهای و Call Optionهای تجمیعشده را برای بررسی بیشتر پیشنهاد میکند. اما مسائل مالکیت گاز، حق برداشت، نحوه تقسیم هزینه، شروط اعلام بحران و ظرفیت خطوط انتقال باید از پیش حل شوند؛ زیرا ذخیرهای که در زمان بحران امکان انتقال آن وجود نداشته باشد، ارزش امنیتی محدودی خواهد داشت.
درس نفت برای گاز
صنعت نفت دهههاست که ساختاری رسمی برای ذخایر اضطراری دارد. اعضای IEA موظفاند ذخایری معادل حداقل ۹۰ روز واردات خالص نفت در اختیار داشته باشند و برای آزادسازی هماهنگ آنها در بحران، سازوکار مشخصی وجود دارد.
IEA تأکید میکند که نمیتوان همین مدل را مستقیماً برای گاز کپی کرد. نفت بهمراتب آسانتر ذخیره و حمل میشود؛ درحالیکه ذخیره و انتقال گاز به خطوط لوله، مخزن، پایانه LNG و ظرفیت بازگازسازی وابسته است.
با این حال، ایده اصلی قابل استفاده است: آمادگی پیش از بحران، قواعد روشن آزادسازی ذخایر، هماهنگی بین کشورها و ترکیب ذخایر فیزیکی و ابزارهای قراردادی.
امنیت گاز هزینه دارد؛ اما بحران گرانتر است
یکی از صریحترین پیامهای گزارش IEA به اقتصاد تابآوری مربوط میشود. ذخیره استراتژیک هزینه دارد. نگهداری ظرفیت مازاد هزینه دارد و در نهایت این هزینه توسط دولت، مصرفکننده یا فعالان بازار پرداخت میشود.
اما IEA پیشنهاد میکند این هزینه از زاویه دیگری دیده شود: هزینه تابآوری مانند حق بیمه است. ممکن است یک ذخیره اضطراری سالها مورد استفاده قرار نگیرد. اما ارزش واقعی آن در احتمال وقوع رویدادی کمتکرار با پیامد بسیار بزرگ نهفته است.
بحرانهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۶ نشان دادند هزینه آماده نبودن میتواند شامل جهش قیمت انرژی، توقف تولید صنعتی، محدودیت تولید برق، فشار مالی دولتها و حتی کمبود فیزیکی انرژی باشد. از این منظر، مسئله سیاستگذار صرفاً «هزینه ذخیره» نیست؛ بلکه مقایسه هزینه آمادگی با هزینه بحران است.
پنج سال آینده؛ پنجرهای برای آمادهشدن قبل از شوک بعدی
گزارش IEA عمداً بر اقداماتی تمرکز دارد که کشورهای واردکننده میتوانند طی حدود پنج سال آینده اجرا کنند. این نکته مهم است؛ زیرا بسیاری از این اقدامات برخلاف ساخت خط لوله، مخزن بزرگ یا پایانه جدید، الزاماً به سرمایهگذاری فیزیکی عظیم نیاز ندارند. بخشی از ظرفیت تابآوری را میتوان با استفاده بهتر از زیرساخت موجود، اصلاح قراردادها، طراحی Buffer، سواپ، هماهنگی منطقهای و تعریف سازوکارهای اضطراری ایجاد کرد.
همزمان، IEA پیشبینی میکند افزایش عرضه LNG در نیمه دوم دهه جاری میتواند بازار را نسبت به سالهای بحرانی آرامتر کند. همین دوره آرامتر، از نگاه گزارش فرصتی است برای اینکه کشورها پیش از وقوع شوک بعدی سازوکارهای امنیتی خود را طراحی کنند.
جمعبندی؛ امنیت انرژی از «دارایی» به «قابلیت واکنش» تغییر میکند
مهمترین نتیجه گزارش جدید IEA شاید همین باشد: امنیت گاز را دیگر نمیتوان تنها با مترمکعب ذخیره موجود در مخزن سنجید.
کشوری ممکن است ذخیره قابل توجهی داشته باشد اما به دلیل محدودیت برداشت، زیرساخت انتقال یا ضعف هماهنگی، در زمان بحران نتواند از آن بهطور مؤثر استفاده کند. در مقابل، سیستمی با ذخایر فیزیکی مناسب، قراردادهای منعطف، دسترسی به LNG، امکان سواپ، Buffer اضطراری و پروتکل روشن واکنش به بحران میتواند تابآوری بسیار بیشتری داشته باشد.
ذخیره فیزیکی + انعطاف تجاری + سازوکار سیاستی و همکاری منطقهای = تابآوری عرضه
درس دو بحران اخیر این است که شوک بعدی الزاماً از همان جایی نمیآید که بحران قبلی آغاز شد. بنابراین مزیت واقعی نه فقط در داشتن ذخیره بیشتر، بلکه در توانایی واکنش سریعتر، انعطافپذیرتر و هماهنگتر خواهد بود.




